{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان هفت امپراتور

رمان هفت امپراتور

p2

ویو جونگکوک

من واقعا تعجب کردم اصن چطور یه نفر از اینده میتونه بیاد اینجا بیخیال ما که هشدار دادیم نزدیک قصر نشه

راه افتادیم سمت در مخفی قصر جیمین تو راه داشت با خودش حرف میزد.

کوک: بیا چرا انقدر با خودت حرف میزنی؟

جیمین: هیچی فقط هنوز اون دخترو فراموش نکردم حرفاش قیافه اش لباساش

کوک: منم نکردم بیا بریم پیش امپراتور اول نامجون ببینم چی میگه

سریع رفتیم پیش نامجون تعظیم کردیم رفتیم نشستیم دور میز همه امپراتورا بودن

کوک: عالیجناب نامجون منو جیمین امروز یه دخترو دیدیم که ادعا داشت از سال 2026اومده اصلا لباساش و قیافه اشم به سال ما نمیخورد

نامجون: راست گفته

جیمین: چییی؟

شوگا: منظورت چیه؟؟

نامجون: هر دو سال یکبار یه دریچه باز میشه و میتونی از طریق اون بیای گذشته

تهیونگ: جدی پس چرا ما نمیدونستیم

نامجون: فقط من اینو میدونم و عده کمی از مردم

جین: اها پس که اینطور نمیدونستم.

نامجون: اون دختر حتما جایی برای رفتن نداره برید دنبالش بیاریدش به قصر یکی از خدمتکارها بکنیدش حتما نباید خدمتکار باشه ببینید چه استعدادی داره یه کاری کنید براش

جونگکوک: منو جیمین اون دخترو دیدیم میشناسیمش ما میریم میاریمش

کوک دست جیمین و گرفت با هم رفتن دو تا لامبورگینی سوار شده، شوخی بود دو تا بوگاتی مشکی

نه نه دو تا اسب منظورمه با هم رفتن دنبال ات.

ادامه دارد...

#رمان_هفت_امپراتور

#نویسنده_کیم_لیا

شرط پارت بعدی رسبدن لایک ها به ده تا و 4کامنت تا نرسه خبری از پارت بعدی نیست تازه این رمان اونقدر قراره هیجانی و طولانی باشه که ممکنه تا سه فصل ادامه داشته باشه

my wife namjoon
دیدگاه ها (۱)

**پارت سوم****رمان هفت امپراتور** **#نویسنده_کیم_لیا****و...

قضیه تهیونگ و مین هی جین

این قیافه ات تو رمان هفت امپراتور

رمان جدید هفت امپراتور

رمان هفت امپراتور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط