پارت
🍷پارت66🍷
*میسو*
+کوک خواهش میکنم
انگار نمیشنید
+کو...
با برخورد سریع لباش با لبم دهنم بسته شد و چشمام تا اخرین حد گرد شد
انقدر سریع و محکم اینکارو کرد که نتونستم تعادلمو حفظ کنم و رفتم عقب
کمرم محکم به تیزی کانتر برخورد کرد که ا ز درد نفسم گرفت و چشمام بسته شد
دو طرف صورتمو گرفت و شروع کرد به بوسیدنم
اشکام از رو گونم سر میخوردن
محکم میبوسیدم و لبمو گاز میگرفت
به سینش کوبیدم تا دست از سرم برداره
داشتم نفس کم میاوردم اما انگار با این کارم وحشی ترش کردم
به موهام چنگ زد و خشن تر کارشو ادامه داد
چون داشتم گریه میکردم نفس بیشتر کم اورده بودم حس خفگی بهم دست داد
لبشو محکم از رو لبم برداشت که صدای مضخرف بلندی داد
محکم به قفسه سینم چنگ زدم و شزوع کردم سرفه کردن رو زانوهام
نشستم و بلند سرفه کردم نفس های عمیق میکشیدم
به اکسیژن زیادی احتیاج داشتم
خونو تو دهنم حس میکردم
داغیه لبشو
خیسیه زبونشو
همرو حس میکردم و داشت حالمو بهم میزد
قلبم خیلی تند میزد لبشو کنار گوشم حس میکردم اما بی جون تر از چیزی بودم که بخوام ری اکشنی نشون بدم
_اینکارو کردم تا بفهمی هرکاری بخوام میتونم بکنم
با خشم به چشماش زل زدم
_وای اینجوری نگام نکن لعنتی
اینو کاملا مسخره وار گفت مست خندید و بلند شد
نگام همچنان روش بود بلند نفس میکشیدم حس سرگیجه بهم دست داده بود
فشارم افتاده بود و تار میدیدم
دوباره
دوباره اینارو کرد
و برای هزارمین بار تحقیرم کرد
قلبمو شکوند
غرورمو له کرد
اشکمو دراورد
و
عصبیم کرد
و کاری کرد بیشتر ازش متنفر شم
کاش همین حسم بهش نداشتم
کاش هرگز نمیدیدمت
کاش نه من بودم نه تو
اخرین نگاه تمسخر امیز شم بهم کردو رفت
رفت و منو با قلب و غرور له شدم تنها گذاشت...
اینم از این پارت اینسری فکر میکنم جای خوبی تمومش کردم 😂💖😚😚
*میسو*
+کوک خواهش میکنم
انگار نمیشنید
+کو...
با برخورد سریع لباش با لبم دهنم بسته شد و چشمام تا اخرین حد گرد شد
انقدر سریع و محکم اینکارو کرد که نتونستم تعادلمو حفظ کنم و رفتم عقب
کمرم محکم به تیزی کانتر برخورد کرد که ا ز درد نفسم گرفت و چشمام بسته شد
دو طرف صورتمو گرفت و شروع کرد به بوسیدنم
اشکام از رو گونم سر میخوردن
محکم میبوسیدم و لبمو گاز میگرفت
به سینش کوبیدم تا دست از سرم برداره
داشتم نفس کم میاوردم اما انگار با این کارم وحشی ترش کردم
به موهام چنگ زد و خشن تر کارشو ادامه داد
چون داشتم گریه میکردم نفس بیشتر کم اورده بودم حس خفگی بهم دست داد
لبشو محکم از رو لبم برداشت که صدای مضخرف بلندی داد
محکم به قفسه سینم چنگ زدم و شزوع کردم سرفه کردن رو زانوهام
نشستم و بلند سرفه کردم نفس های عمیق میکشیدم
به اکسیژن زیادی احتیاج داشتم
خونو تو دهنم حس میکردم
داغیه لبشو
خیسیه زبونشو
همرو حس میکردم و داشت حالمو بهم میزد
قلبم خیلی تند میزد لبشو کنار گوشم حس میکردم اما بی جون تر از چیزی بودم که بخوام ری اکشنی نشون بدم
_اینکارو کردم تا بفهمی هرکاری بخوام میتونم بکنم
با خشم به چشماش زل زدم
_وای اینجوری نگام نکن لعنتی
اینو کاملا مسخره وار گفت مست خندید و بلند شد
نگام همچنان روش بود بلند نفس میکشیدم حس سرگیجه بهم دست داده بود
فشارم افتاده بود و تار میدیدم
دوباره
دوباره اینارو کرد
و برای هزارمین بار تحقیرم کرد
قلبمو شکوند
غرورمو له کرد
اشکمو دراورد
و
عصبیم کرد
و کاری کرد بیشتر ازش متنفر شم
کاش همین حسم بهش نداشتم
کاش هرگز نمیدیدمت
کاش نه من بودم نه تو
اخرین نگاه تمسخر امیز شم بهم کردو رفت
رفت و منو با قلب و غرور له شدم تنها گذاشت...
اینم از این پارت اینسری فکر میکنم جای خوبی تمومش کردم 😂💖😚😚
- ۵۱.۹k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۶۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط