عشق پارت
❤ ❤ ❤ ❤
عشــــــــــــق.... #پارت 38
مهرداد :
زنگ خونه عمو رو زدم
- آشغال نداریم آقا
خندم گرفت وگفتم : خیلی بیشعوری فربد باز کن
فربد : بیشعور تویی میگم آشغال نداریم
- باز کن در رو فربد
فربد: بگو غلط کردم تادر رو باز کنم
- من رفتم
از جلو آیفون کنار رفتم
فربد : وایسا وایسا گه خوردم
خندیدم وگفتم : باز کن
فربد : عوجی بیشول
در رو باز کرد رفتم داخل تا فربد خواست فرار کنه بامشت زدم به بازوش که هنوز کنار آیفون بود
فربد: آخ مامان بیا پسرتو کشتن
زن عمو با خنده از آشپزخونه اومد بیرون وگفت : چی شده باز فربد تو بزرگ نمیشی امشب می خوایم بریم خواستگاری
فربد : آخ نگو مامان دلم ضعف رفت
- خجالت بکش
فربد در حالی که می نشست رو کاناپه گفت : فدای چشات بشم چند کیلو می خوای
رو به زن عمووگفتم : سلام زن عمو خوبین
زن عمو بادلبخند گفت : خوبم فقط از صبح تادحالا این بچه منو دیونه کرده کله سحر بیدارشده هی میگه کی بریم خونه عمو کی نریم گل کجا بخرم گل چی بخرم مامان کادو بخریم
خندیدم وگفتم : ولش کن زن عمو مگه آدم میشه
فربد : گمشو بابا
زن عمودکه رفت فربد خیلی جدی شد وگفت : از استرس از صبح تاحالاهمش میرم دسشویی
- استرس هاتم مثله خودته
اخمی کرد وگفت : گمشو بابا یعنی من دسشویی ام
خندیدم وگفتم : تو رووخدادیکم جدی باش فربد
فربد : من که جدی ام
- خیلی خوب حالا با مندچیکار داشتی
فربد: بریم یه لباس خوشگل واسه ام انتخواب کن
- سخت نگیر فربد محیا همون محیاست ماهم همون آدم هاییم
فربد : بخدا دست خودم نیست
خندیدم وگفتم : پاشو بریم ببینم چیکار می خوای بکنی
عشــــــــــــق.... #پارت 38
مهرداد :
زنگ خونه عمو رو زدم
- آشغال نداریم آقا
خندم گرفت وگفتم : خیلی بیشعوری فربد باز کن
فربد : بیشعور تویی میگم آشغال نداریم
- باز کن در رو فربد
فربد: بگو غلط کردم تادر رو باز کنم
- من رفتم
از جلو آیفون کنار رفتم
فربد : وایسا وایسا گه خوردم
خندیدم وگفتم : باز کن
فربد : عوجی بیشول
در رو باز کرد رفتم داخل تا فربد خواست فرار کنه بامشت زدم به بازوش که هنوز کنار آیفون بود
فربد: آخ مامان بیا پسرتو کشتن
زن عمو با خنده از آشپزخونه اومد بیرون وگفت : چی شده باز فربد تو بزرگ نمیشی امشب می خوایم بریم خواستگاری
فربد : آخ نگو مامان دلم ضعف رفت
- خجالت بکش
فربد در حالی که می نشست رو کاناپه گفت : فدای چشات بشم چند کیلو می خوای
رو به زن عمووگفتم : سلام زن عمو خوبین
زن عمو بادلبخند گفت : خوبم فقط از صبح تادحالا این بچه منو دیونه کرده کله سحر بیدارشده هی میگه کی بریم خونه عمو کی نریم گل کجا بخرم گل چی بخرم مامان کادو بخریم
خندیدم وگفتم : ولش کن زن عمو مگه آدم میشه
فربد : گمشو بابا
زن عمودکه رفت فربد خیلی جدی شد وگفت : از استرس از صبح تاحالاهمش میرم دسشویی
- استرس هاتم مثله خودته
اخمی کرد وگفت : گمشو بابا یعنی من دسشویی ام
خندیدم وگفتم : تو رووخدادیکم جدی باش فربد
فربد : من که جدی ام
- خیلی خوب حالا با مندچیکار داشتی
فربد: بریم یه لباس خوشگل واسه ام انتخواب کن
- سخت نگیر فربد محیا همون محیاست ماهم همون آدم هاییم
فربد : بخدا دست خودم نیست
خندیدم وگفتم : پاشو بریم ببینم چیکار می خوای بکنی
- ۶۴.۳k
- ۲۵ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط