{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P26🦋

P26🦋






تهیونگ=ناهار خوردین؟
-نه
تهیونگ=سفارش بدم
-اره فکر خوبیه
تهیونگ=خوب چی بگم
&فرقی نداره
تهیونگ=باشه پس پیتزا میگم
-بگو
تهیونگ=خوب گفتم
-دستت درد نکنه
تهیونگ=خواهش میکنم
-نارا؟
&جانم
-خسته بنظر میای خوابت میاد؟{با موهاش بازی میکنه}
&اره یکم
تهیونگ=میخوای تا غذا میاد برو بالا بخواب
&نه الان بخوابم شب خوابم نمیبره
-مطمئنی؟
&اوهم
تهیونگ=میخوای قهوه بیارم برات؟
-نه نه نه برای قلبش ضرر داره
تهیونگ=عه اره یادم رفته بود ببخشید خوشگلم
&مهم نیست
-عزیزم کتتو دربیار اذیت میشی
&عه حواسم نبود در نیاوردم{کتشو در میاره و تاپ رکابی زرد رنگش که پشتش کاملا بازه و فقط یه بند پاپیونی داره معلوم میشه}
تهیونگ=مدل لباست خیلی قشنگه
&مرسی عمو جون
-اوم خیلی خوشگله من بهت میگم که رنگ روشن بهت میاد اما تو قبول نمیکنی
&نه من فقط گفتم مشکی رو بیشتر دوست دارم
تهیونگ=نه مشکی بهت نمیاد رنگای شاد بپوش
&چشم
-{میاد کنارش و دستاشو دور شونش حلقه میکنه و سرشو فرو میکنه تو گردنش}
&{بدنش میلرزه} بابا قلقلکم اومد
-{ازش جدا میشه و دراز می‌کشه رو مبل سرشو میزاره رو پاهای نارا}خوابم میاد میخوام تا غذا ها میان یکم بخوابم
تهیونگ=هیونگ پاشو برو بالا اینجا کمرت درد میگیره
-اینم فکر خوبیه{بلند میشه از رو مبل و میره بالا تو اتاق }
تهیونگ=خیلی بهت وابسته شده
&اره واقعا بابا سعی میکنه گذشته رو جبران کنه
تهیونگ=تو بخشیدیش؟
&معلومه که بخشیدم مگه میشه نبخشم
تهیونگ={میاد سمتش و آروم میکشونتش تو بغلش و موهاشو میبوسه} تو دا خیلی مهربون و صافی داری نارا
&{دستاشو دور بدنش حلقه میکنه و اونم بغلش میکنه} مرسی عمو
تهیونگ=میدونی من همیشه آرزو میکردم یه دختری مثل تو داشته باشم؟
& واقعا؟
تهیونگ=اره
& نمیدونستم خوب چرا
تهیونگ=دوست داشتم یه دختر خوشگل،مهربون،ناز،با ادب،شیرین داشته باشم و هر چقدر که تو بزرگتر میشدی بیشتر شبیه دختری میشدی که همیشه دوست داشتم داشته باشم
&مرسی عمو
تهیونگ=واقعا میگم
&ممنونم... مطمئنم دختر آیندتون قراره این ویژگی هارو داشته باشه
تهیونگ=من همین الانم یه دختر با همین ویژگی ها دارم
&عه... کی؟
تهیونگ=تو
&کم کم دارم خجالت میکشما
تهیونگ=جدا من ترو به چشم دخترم میبینم و دوست دارم
&منم همینطور عمو{بغلش می‌کنه}
تهیونگ={محکم به بغلش فشارش میده}




{صدای زنگ}




تهیونگ=غذا ها اومد من میرم درو باز کنم توم برو بابا تو بیدار کن
& چشم {میره بالا تو اتاق و میشینه لبه ی تخت}
&بابا....بابا جونم{آروم تکونش میده}
-اوم؟
& بابایی منم غذا ها اومد بیدار شو{ تکونش میده}
-{میکشونتش رو تخت و محکم بغلش میکنه}اما من خیلی خوابم میاد
& بابا از صبح چیزی نخوردین بعد غذا میریم خونه اون موقع میخوابین
-باشه قبول اما اول یه بوس به بابا بده
& چشممم{لپشو محکم میبوسه}
- آفرین حالا بریم {بلند میشه و با نارا میرن پایین}

تهیونگ=اومدین
-اره
تهیونگ=بیاین بشینین
&-{میشینن}
تهیونگ=خوب بیاین
&مرسیی
-اوم چه خوبه خیلی وقت بود پیتزای خوب نخورده بودم
&اره عالیه
تهیونگ=اوم خوبه






{بعد از شام}







ادامه دارد...
دیدگاه ها (۹)

شاهزاده دوست داشتنی من

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

the missing link part⁸4سال بعد که درسش تموم میشه برای کار بر...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سناریو درخواستی

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده روی تخت خواب بودین که...

سناریو پسرای اسلایترین

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده جین درحال آشپزی یاد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط