دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم
روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم

‌‌
دیدگاه ها (۱)

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتمن همه محو تماشای نگاهت...

فرقی نمی‌کند چه برایم نوشته دوستگیرم که ناسزاست ولی دست‌خط ا...

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز همدر سینه هیچ نیست به جز آرزویِ ...

بی شک مردّد است به ایمانِ قومِ خویشپیغمبری که دم به دم اعجاز...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط