با صدایی که از داد و بیداد خدمتکارا بیدار شدم
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟗
با صدایی که از داد و بیداد خدمتکارا بیدار شدم.
انگار که دعوا کرده بودن.
از روتخت بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم.
به سمت آشپزخونه رفتم.
حدود هشت نفر از خدمتکارا داشت گیس و گیس کشی میکردن.
از اونجایی که جونگ کوک گفت هرکاری دوست داری باهاشون کن پس تنبیهشون میکنم.
آنالی:اینجا چخبره؟
هانا:خانم تقصیر ملین بود ما کاری بهش نداشتیم.
ملین:چرا دروغ میگی خودت دعوا رو شروع کردی دختره هرزه.
آنالی:هی باهم درست حرف بزنین.
کدومتون دعوارو شروع کرد.
هانا:ملین.
ملین:هانا.
آجوما: ببخشید خانم بذارید خودم دوتاشون رو ادب کنم.
آنالی:نه میخوام کسی که دعوا رو شروع کرد رو تنبیه کنی نه دوتاشون.
آجوما:چشم خانم.
آنالی:خب هانا تو بگو.
هانا: امروز قرار بود که چند نفر بیان و با ارباب معامله کنن ارباب هم به من و سه تا از خدمتکارا گفته بود که اتاق معامله رو آماده کنیم.
از قضا ملین اومد مثل سر خدمتکارا توی اتاق سرمون غر زد.
وبعد دستش خورد به ظرف مورد علاقه ارباب و افتاد و شکست.
چون من اومدم به آجوما بگم زود تر از من اومد داخل آشپزخونه و دعوا راه انداخت که من ظرف رو شکوندم.
ملین:چرا داری دروغ میگی خانم این چون با من لج داره اینو میگه خودش تموم کارا رو کرد.
آنالی: فیلم دوربینها رو ببینم میفهمم کی مقصره.
و اینکه خودتون بهتره راستشو بگید چون اربابتون بیاد فک نکنم زنده از زیر دستش در برین.
هانا:خانم میشه برین فیلم دوربینهارو ببینید.
ملین:ساکت شو اگه ببینه دوتامون رو شکنجه میکنم(آروم
هانا: مجبوریم راستشو بگیم وگرنه اگه نگیم و خودش بفهمه و به ارباب بگه بدتر شکنجه میشیم.
آنالی:خب من میرم فیلم دوربینها رو نگاه کنم.
کوک:برای چی باید فیلم دوربینها رو نگاه کنی؟
نکنه دوباره این دوتا دردسر درست کردن.
ها؟
هانا:ارباب ببخشید همش تقصیر ملین بود من نمیخواستم خانم رو اذیت کنم ملین تحدیدم کرد.
و ظرف مورد علاقتون رو شکست.
کوک:الان بنظرتون باید باهاتون چیکار کنم؟
ادامه دارد....................∆
ببخشید بچه ها اصلا وقت نمیکنم که سمت گوشیم بیام همش درگیر درسامم ولی سعی میکنم حداقل روزی یه پارت یا دو پارت رو بزارم.
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟗
با صدایی که از داد و بیداد خدمتکارا بیدار شدم.
انگار که دعوا کرده بودن.
از روتخت بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم.
به سمت آشپزخونه رفتم.
حدود هشت نفر از خدمتکارا داشت گیس و گیس کشی میکردن.
از اونجایی که جونگ کوک گفت هرکاری دوست داری باهاشون کن پس تنبیهشون میکنم.
آنالی:اینجا چخبره؟
هانا:خانم تقصیر ملین بود ما کاری بهش نداشتیم.
ملین:چرا دروغ میگی خودت دعوا رو شروع کردی دختره هرزه.
آنالی:هی باهم درست حرف بزنین.
کدومتون دعوارو شروع کرد.
هانا:ملین.
ملین:هانا.
آجوما: ببخشید خانم بذارید خودم دوتاشون رو ادب کنم.
آنالی:نه میخوام کسی که دعوا رو شروع کرد رو تنبیه کنی نه دوتاشون.
آجوما:چشم خانم.
آنالی:خب هانا تو بگو.
هانا: امروز قرار بود که چند نفر بیان و با ارباب معامله کنن ارباب هم به من و سه تا از خدمتکارا گفته بود که اتاق معامله رو آماده کنیم.
از قضا ملین اومد مثل سر خدمتکارا توی اتاق سرمون غر زد.
وبعد دستش خورد به ظرف مورد علاقه ارباب و افتاد و شکست.
چون من اومدم به آجوما بگم زود تر از من اومد داخل آشپزخونه و دعوا راه انداخت که من ظرف رو شکوندم.
ملین:چرا داری دروغ میگی خانم این چون با من لج داره اینو میگه خودش تموم کارا رو کرد.
آنالی: فیلم دوربینها رو ببینم میفهمم کی مقصره.
و اینکه خودتون بهتره راستشو بگید چون اربابتون بیاد فک نکنم زنده از زیر دستش در برین.
هانا:خانم میشه برین فیلم دوربینهارو ببینید.
ملین:ساکت شو اگه ببینه دوتامون رو شکنجه میکنم(آروم
هانا: مجبوریم راستشو بگیم وگرنه اگه نگیم و خودش بفهمه و به ارباب بگه بدتر شکنجه میشیم.
آنالی:خب من میرم فیلم دوربینها رو نگاه کنم.
کوک:برای چی باید فیلم دوربینها رو نگاه کنی؟
نکنه دوباره این دوتا دردسر درست کردن.
ها؟
هانا:ارباب ببخشید همش تقصیر ملین بود من نمیخواستم خانم رو اذیت کنم ملین تحدیدم کرد.
و ظرف مورد علاقتون رو شکست.
کوک:الان بنظرتون باید باهاتون چیکار کنم؟
ادامه دارد....................∆
ببخشید بچه ها اصلا وقت نمیکنم که سمت گوشیم بیام همش درگیر درسامم ولی سعی میکنم حداقل روزی یه پارت یا دو پارت رو بزارم.
- ۹.۰k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط