{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:14
زود بلند شدم گوشیو سوئیچ و برداشتم و زدم بیرون سوارماشین شدم خب میخواستم زود تر برم ولی نشد ماشینو روشن کردم و راه افتادم با سرعت میروندم که دیر نکنم و خوشبختانه درست ساعت8رسیدم ماشینو پارک کردم و رفتم داخل به دورو ور نگاه کردم که
جیمین:ا.ت شی اینجا
و دیدمش رفتم سمتش و
ا.ت:سلام
جیمین:سلام بشینین
نشستم و ولی چه خوشتیپه خدایی
جیمین:بهتره اول سفارش بدیم
ا.ت:بله
از روی منو سفارشارو دادیم که بعد چند مین آوردم و داشتیم میخوردیم پس کی میخواد حرفشو بزنه که
ا.ت:امم خب میخواستین چی بهم بگین
جیمین:آاا خب راستش
ا.ت:راستش؟
جیمین: خب ببینم ا.ت
ا.ت؟چرا یهو صمیمی شد
جیمین:قضیه اینکه خب تو میدونی که من یه کاراگاهم درسته
ا.ت:بله درسته
جیمین:راستش پرونده پدر تو افتاده دست من
ا.ت:چی
جیمین:خب اره و من وقتی داشتم تحقیق میکردم اینو فهمیدم که.....
ا.ت:چیو فهمیدین
جیمین:ا.ت منو یادت میاد؟
ا.ت:بله؟
جیمین:من جیمینم پسر داییت
ا.ت:چی امکان نداره*شوکه
جیمین:میدونم باور نمی کنی اما حقیقته
ا.ت:نمی فهمم
جیمین:یکم بهش فکر کن میفهمی الان فعلا تو شوکی
ا.ت:اما خب من الان باید چیکار کنم
جیمین:نمیدونم ولی من میخوام بازم مثل بچه گیامون باشیم تصمیم با خودته یا طرف پدرتو میگیری و همه چیزو بهش میگی یا تو این کار دخالت نمی کنیو
ا.ت:و چی
جیمین:دوستی قدیمی‌مونو ادامه میدیم خوب بهش فکر کن
هوففف یعنی چی چه خبره من الان چیکار کنم باورم نمیشه...
خب بعد کلی فکر کردن جوابمو پیدا کردم و
ا.ت:خب.....
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیام🥰❤️‍🔥
دیدگاه ها (۷)

کاراگاه جوان Part:13بعد چند مین رسیدم ماشینو پارک کردم صندوق...

کاراگاه جوان Part:12نامجون:ا.ت هر اتفاقی هم که بیوفته تو نبا...

𝒑𝒂𝒓𝒕:5ا/ت: کنسرت تموم شد خواستم برم خونه که اعضا بزور بردنم ...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط