{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر زمین خورده ام که بدانم

آنقدر زمین خورده ام که بدانم

برای برخاستن نه دستی از برون

که همتی از درون لازم است

حــــالا امـــــا.. نمی خواهم برخیزم

در سیاهی این شب بی ماه

می خواهم اندکی بیاسایم

فردا برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا

زمین خورده ام..
دیدگاه ها (۱)

آدم از دست خودش سیر که شد میمیردمثل یک شیر به زنجیر که شد می...

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارمکه تو در عرش کبریای...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۵: «انت...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط