وحشی

وحشی
پارت 4
+18

درازش کردم رو تخت و لبم رو کوبوندم رو لبش همکا ی نمیکرد سعی داشت خودشو جدا کنه
~هی کوچولو همکاری کن وگرنه بدتر از این سرت میاد
و دوباره لبمو کوبووندم رولبش انگار ترسیده بود همکاری میکرد بعد 5 مین تهیونگ از روی ات بلند شد و رفت رو تخت
+اصلا کارت خوب نیست داری تهدیدم میکنی حالا هم پاشو لباس تنت کن بعد بخواب
~مثل که حرفامو متوجه نشدی(داد)
+چ.. چرا
ات روش رو از اونور کرد
~هی روتو از من کن
+اوففففف
~حالا بیا بغلم و بخواب
+از دستت فرار میکنم امشب اینجا میمونم ولی فردا میرم
~اشکال نداره برو ادرس خونتو دارم😎😎(وای حس میکنم دوتا بچن 😂)
ات رفت بغل تهیونگ و سیاهی مطلق
ویو ات:
با صدای الارم گوشی تهیونگ بیدار شدم
دیدم دقیقا صورتش جلو صورتمه خودمو جمع کردم و یکم ازش فاصله گرفتم
+هوی تهیونگ گوشیتو قطع کن
~اع ببخشید عشقم
+عشقم؟
~ا.. م..
+نمیخوام هیچی بگو فقط اونو قطع کن دوباره هم نگو عشقم
~اتتتتتت(داد)
+ داد نزن نمیترسممم
~اشکال نداره کوچولو الان کار دارم ولی وقتی برگردم کاری میکنم که بهم بگی ددی تو دیگه قراره برای خودم بشی 😎(مغزززخرابببب😂)
+چی.. هه تو بیای نیستم
~میبینیم بیبی فعلا باید برم بای
ویو ات:
تهیونگ رفت بهد پنج مین اجوما رو صدا زدم
+اجومااااا
اجوما: بله خانم
+من میخوام فرار کنم کمکم میکنی لطفا
اجوما: خانم من دوست دارم بهتون کمک کنم و حتی رئیس هم همینو گفتن اما تو فرار کردن شرمندم خانم
+ای بابا باشه خودم فرار میکنم (در حال بستن پتو ها به هم)
اجوما: خانم ببخشید ولی اگه بخواین ادامه بدین محبورم زنگ بزنم رئیس
+پس ادماشم مثل خودشن زنگ بزن تا اون بیاد من رفتم
ویو ات: داشتم با اجوما بحث میکردم که در عمارتو زدن سریع هودیمو تنم کردم(به یاد حرف تهیونگ (نمیخوام بدن سفیدتو کسی ببینه)) رفتم پایین دیدم تهیونگ اومد داخل دستش زخمی بود سریع رفتم تهیونگو از بادیگاردا گرفتم
+عزیزم چی شده
~عزیزم؟ چیز خاصی نیست بیبی (با درد)
+هی پر رو نشو دیگه چطور چیزی نیست بیا رو تخت دراز بکش هی اجوما دکتر رو صدا کن
~چیزی نیست قشنگم
تهیونگ چشماشو بست تاات فک کنه تهیونگ بیهوش شده که واکنش ات ببینه
+هی تهیونگ تهیونگ تهیونگگگگگ چشاتو باز نگه دار
+تهیونگگگگگگک(داد و گریه)
اجوما: اقای رئیس بیدار شین لطفا چشماتونو باز نگه دارین
+اجوما من میرم بیرون نمیتونم جلو چشام باشه و از دستش بدم و هیچ کاری از دستم بر نیاد(گریه)
اجوما: باشه
ات رفت بیرون تهیونگ چشماش رو باز کرد
~هی اجوما از حال نرفتم واکنش ات رو میخواستم ببینم چیه
اجوما: اها...
ویو تهیونگ:
صدای شکستن شیشه اومد بلند شدم دیدم صدا از اتاق ات رفتم در رو باز کردم.....


بشه ها جون امتحانام شروع شده و دیگه نمیتونم خیلی براتون بنویسم اما سعی میکنم که روزی 2 ساعت برای فیکا وقت بزارم😘امروز چند تا پارت میزارم😝
دیدگاه ها (۰)

وحشی پارت ۵+18صدای شکستن شیشه اومد بلند شدم دیدم صدا از اتاق...

چند تا از ساعتای جیهوپ همراه با قیمت 😎ددی پولدار منههه😂

من وحشی پارت 4 رو نوشتم ولی بای بای ما رفتیم فردا میزارم و...

من هنوز زندممممممم 😂😂لطفا حمایت کنین ساعت ۳ صبه من دارم زحمت...

گل وحشی منپارت ۶ ویو اتخیلی واقعا درد داشتم که تهیونگ از اتا...

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط