{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم

من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم
خنده یی کردم و دل بُردم و با لطف ِ نگاهی
تا بمیری ز حسد وعده ی دیدار گرفتم!
دامن از دست من، ای یار! کشیدی، چه توانم؟
گله یی نیست اگر دامن اغیار گرفتم.
بعد ازین ساخته ام با، نی و چنگ و می و ساقی
بی تو من دامن ِ این چار به ناچار گرفتم
لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم
انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!
من کجا یاد تو از خاطر سودازده راندم؟
یا کجا جز تو کسی یار وفادار گرفتم؟
تا رُخت شمع فروزنده ی بزم دگران شد
من چو تاریکی شب گوشه ی دیوار گرفتم
گله کردی که چرا یار تو یار دگران شد
دیدی، ای دوست، به یاری ز تو اقرار گرفتم؟
دیدگاه ها (۱)

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه...

سگــــی را خــــون دل دادم کــــــه با من یار گرددندانستم که...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

My lovely neighbor part : 45

ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیمو ز یار شکایت سوی اغیار نبردی...

بی خبر شو ز دوعالم ، خبر یار طلبدست بر دار ز خود، دامن دلد...

 آیا شده باری که به اجبار بخندی؟ماتم زده باشی و به ناچار ب...

آیا شده باری که به اجبار بخندی؟ماتم زده باشی و به ناچار بخند...

آیا شده باری که به اجبار بخندی؟ماتم زده باشی و به ناچار بخند...

ای یک دله‌ی‌صد دله،دل یکدله کن/مهر دگران را ز دل خود یله کنی...

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش - شعری از عطار ای دل اگر عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط