{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
دیدگاه ها (۱)

و چشم‌های غمگینِ تو،نتیجه‌ی تمام حرف‌های نزده و رنج‌های پنها...

چرا پس دست نوازش‌گر باد خرمن زلف منو شونه نکرد؟ یا چرا شادی ...

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریمهر ساعت از غمان تو آشفته د...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

عاشقانه

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط