{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p4

p4

نامجون بدو بدو اومد جلوی سوآ وایستاد و بهش یک سیلی زد و گفت:دختره ی هرزه تو بیماری قلبی داری؟چرا نگفتی هااا*اربده *از وقتی که اومدی توی زندگیم زندگیمو سیاه کردی ایکاش اون قلب لعنتیت دیگه نزنه و زودتر بمیری راحت شم

یونا:نامجون چی میگی؟*بغض*


نامجون:دارم واقعیتو بهش میگم مگه چیه؟


که سوآ دستشو یهویی گذاشت روی قلبش و یه کم پاهاش خم شد

نامجون:چی شد سوآ؟*نگران *

سوآ:هیچی فکر کنم داری به آرزوت میرسی
که یهو سوآ بیهوش شد و افتاد روی زمین


نامجون داشت سوآ رو روی زمین تکون می‌داد و میگفت:سوآ سوآ بیدار شوووو*داد*
که...


شرایط پارت بعد:
2تا لایک
2تا کامنت



خودم میدونم این پارت مزخرف ترین پارتم بود😐
دیدگاه ها (۱۱)

پارت آخر یونا بدو بدو اومد جلو و دید دهن سوآ پر خون شده و به...

تکپارتی کوک وقتی فکر میکرد بهش خیانت کردیویو ا.ت:از خواب بید...

هرکی اسم اون دوتا رو درست بگه جایزه داره😂

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

#تاج_و_طوفانپارت ۴۹: برادر زنصدای موج‌ها آرام به ساحل می‌خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط