لیسا ویو
لیسا ویو
(لیسا سریع میره دنبال دراکو)
در ذهن لیسا:آخه جاناتان احمق الان چه وقت خاستگاری بود اصلا چرا دراکو باید اون موقع میومد تو اون راهرو آه خدا
🤍دراکو وایسا(دراکو میایستد اما پشتش به لیسا هست)دراکو اون چیزی که دیدی.....من ردش کردم
(دراکو میخواد باور کنه ولی چیز های که دیده با عقل جور در نمیان )
🍏(روی پاشنه میچرخد و یه قدم به لیسا نزدیک میشه و با حالتی تحقیر آمیز و عصبانی میگه)مهم نیست تو میخوای چه جوابی به اون یادت رفته ما دیگه بهم زدیم
🤍(با ناراحتی و شوکه )آره یادمه ......دیگه مزاحمت نمیشم خدافظ
(بعد از رفتن لیسا دراکو دستشو رو پیشونیش میگذاره و با کلافگی میگه
🍏چرا همیشه همهچیز رو خراب میکنی دراکو مالفوی
(لیسا سریع میره دنبال دراکو)
در ذهن لیسا:آخه جاناتان احمق الان چه وقت خاستگاری بود اصلا چرا دراکو باید اون موقع میومد تو اون راهرو آه خدا
🤍دراکو وایسا(دراکو میایستد اما پشتش به لیسا هست)دراکو اون چیزی که دیدی.....من ردش کردم
(دراکو میخواد باور کنه ولی چیز های که دیده با عقل جور در نمیان )
🍏(روی پاشنه میچرخد و یه قدم به لیسا نزدیک میشه و با حالتی تحقیر آمیز و عصبانی میگه)مهم نیست تو میخوای چه جوابی به اون یادت رفته ما دیگه بهم زدیم
🤍(با ناراحتی و شوکه )آره یادمه ......دیگه مزاحمت نمیشم خدافظ
(بعد از رفتن لیسا دراکو دستشو رو پیشونیش میگذاره و با کلافگی میگه
🍏چرا همیشه همهچیز رو خراب میکنی دراکو مالفوی
- ۸۳
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط