وقتی به اتاق رسیدیم و دراکو منو جلوی در گذاشت پایین من با
وقتی به اتاق رسیدیم و دراکو منو جلوی در گذاشت پایین من با انرژی فراوان و شادی میگم خب من میخوام برم به سالن رقص بعد بدون اینکه منتظر جواب دراکو بمونم شاداب به سمت سالن میرم
دراکو از این همه تغییر حالت یهویی من شوکه میشه اما چند لحظه بعد از رفتن لیسا پوزخندی میزنه اینقدر که این دختر بامزس بعد میره دنبالش و میگه🍏خانم وبستر داری مسخرم میکنی؟
🤍نه کی جرئت داره دراکو مالفوی رو مسخره کنه
(وقتی به سالن رفتیم همه در حال حرف زدن بودن مثلا هنوز رقص شروع نشده بود لیسا داره با یه پسری حرف میزند و دراکو هم داره با آستوریا راجب سیاسی و قراردادی حرف میزدن 🤝🤞
دراکو ویو
(ذهن دراکو: یعنی دارن باهم چی میگن؟چرا لیسا لبخند میزنه؟چیزی بینشونه؟خدایا چرا لیسا اینقدر احمقه نمیدونه اینا فقط بخاطر اسمش خانوادگیش و قدرت باباش دورشن.من نمیتونم نمیخوام لیسا با اونا بخنده)
🍏آستوریا ببخشید کار مهمتری دارم باید برم(به سمت لیسا و اون پسر میاد)
🍏(با صدایی سرد مغرور حاکمانه و تحقیر آمیز)اسمت جاناتان بود نه؟از چه خاندانی هستی؟(روبه لیسا)نکنه فکر کردی این پسره به دردت میخوره؟(روبه جاناتان)توهم یکی مثل بقیه یروز ولت میکنه.خواستم هشدار داده باشم
🩵(جاناتان منمن کنان میگه)خب....لیسا من.....اسنیپ ازم خواسته بود امشب....(داره به دروغش فکر میکنه)آره اسنیپ گفت باید تمام کتاب های کتابخونه رو بر اثاث حروف الفبا بچینم(مث س*گ داره دروغ میگه)من دیگه میرم خداحافظ
(لیسا با دهان باز از تعجب و ناراحتی به رفتن جاناتان نگاه میکنم بعد با معصومیت و چشمانی درشت شده به دراکو میگم🤍همراهم رو پروندی
🍏(با بی اعتنایی ناخن هایش رو تمیز میکنه و میگه)شاید بتونم برات یه همراه دیگه پیدا کنم.(با پوزخند همیشه گیش به جمعیت نگاه میکنه و بعد به لیسا)اوه ببخشید.یادم رفت همه یه همراه دارن.بد شد که(با کنایه)
🤍اِاِاِاِ نه بابا نمیدونستم.خب پس حالا تو باید همراه من باشی″بد شد که″(مثلا ادای دراکو رو در آورد)
(موسیقی به صدا در اومد دراکو دستشو سمت لیسا دراز کرد و تعضیم کوتاه)
🍏 افتخار میدید خانم وبستر؟
🤍البته.
(کل شب باهم میرقصن و بعد تمام شدن رقص دراکو لیسا رو میبوسه)
(پارت بعد پارت آخره)
دراکو از این همه تغییر حالت یهویی من شوکه میشه اما چند لحظه بعد از رفتن لیسا پوزخندی میزنه اینقدر که این دختر بامزس بعد میره دنبالش و میگه🍏خانم وبستر داری مسخرم میکنی؟
🤍نه کی جرئت داره دراکو مالفوی رو مسخره کنه
(وقتی به سالن رفتیم همه در حال حرف زدن بودن مثلا هنوز رقص شروع نشده بود لیسا داره با یه پسری حرف میزند و دراکو هم داره با آستوریا راجب سیاسی و قراردادی حرف میزدن 🤝🤞
دراکو ویو
(ذهن دراکو: یعنی دارن باهم چی میگن؟چرا لیسا لبخند میزنه؟چیزی بینشونه؟خدایا چرا لیسا اینقدر احمقه نمیدونه اینا فقط بخاطر اسمش خانوادگیش و قدرت باباش دورشن.من نمیتونم نمیخوام لیسا با اونا بخنده)
🍏آستوریا ببخشید کار مهمتری دارم باید برم(به سمت لیسا و اون پسر میاد)
🍏(با صدایی سرد مغرور حاکمانه و تحقیر آمیز)اسمت جاناتان بود نه؟از چه خاندانی هستی؟(روبه لیسا)نکنه فکر کردی این پسره به دردت میخوره؟(روبه جاناتان)توهم یکی مثل بقیه یروز ولت میکنه.خواستم هشدار داده باشم
🩵(جاناتان منمن کنان میگه)خب....لیسا من.....اسنیپ ازم خواسته بود امشب....(داره به دروغش فکر میکنه)آره اسنیپ گفت باید تمام کتاب های کتابخونه رو بر اثاث حروف الفبا بچینم(مث س*گ داره دروغ میگه)من دیگه میرم خداحافظ
(لیسا با دهان باز از تعجب و ناراحتی به رفتن جاناتان نگاه میکنم بعد با معصومیت و چشمانی درشت شده به دراکو میگم🤍همراهم رو پروندی
🍏(با بی اعتنایی ناخن هایش رو تمیز میکنه و میگه)شاید بتونم برات یه همراه دیگه پیدا کنم.(با پوزخند همیشه گیش به جمعیت نگاه میکنه و بعد به لیسا)اوه ببخشید.یادم رفت همه یه همراه دارن.بد شد که(با کنایه)
🤍اِاِاِاِ نه بابا نمیدونستم.خب پس حالا تو باید همراه من باشی″بد شد که″(مثلا ادای دراکو رو در آورد)
(موسیقی به صدا در اومد دراکو دستشو سمت لیسا دراز کرد و تعضیم کوتاه)
🍏 افتخار میدید خانم وبستر؟
🤍البته.
(کل شب باهم میرقصن و بعد تمام شدن رقص دراکو لیسا رو میبوسه)
(پارت بعد پارت آخره)
- ۱۲۹
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط