{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر تار مویت یک غزل یا یک ترانه

هر تار مویت یک غزل یا یک ترانه
یک جاده ی صعب العبور بی کرانه

وقتی نگاهت می‌کنم هر بار، در من
شعری قیامی می‌کند با این بهانه

خورشید را دیدم پریشان در خیابان
دنبال تو می‌گشت هر خانه به خانه

دیشب غزل خواندی، رباعی گفت ای کاش
من هم غزل بودم، از اول، عاشقانه

شب، کوچه باغ خلوت و باران،دوتایی
دنبالْ بازی، خاطرات کودکانه

جِر می‌زنی و بیشتر دل می‌بری با
انجام این رفتار‌های بچه‌گانه

آیا اجازه می‌دهی مانند کوهی
باشم برایت تا ابد یک پشتوانه؟

آیا اجازه می‌دهی در قلب پاکت
مانند گنجشکی بسازم آشیانه؟

یک لحظه بنشین تا که این شاعر بگیرد
الهامی از این چشم‌های شاعرانه

ساده بگویم دوستت دارم عزیزم
بی شیله پیله، از ته دل، صادقانه...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

غزلم در غم یار است کمی راه بیا حال هر واژه چه زارست کمی راه ...

با دلم این روزها ها دیوانه بازی می کنمگوشه ای آرام مشق بی نی...

‍ ‍ مثنوی در مثنوی درگیرِ رویایِ توامکیستی بامن بگو اینگونه ...

عاشق که شدی در هیجانی ، نگرانی؛عشق است و تو هستی و جهانی نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط