{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبل ترها فکـر میکردم

قبل ترها فکـر میکردم
چقدر این توجیـه"حرفُ زبانِ هم را نفهمیدن" مسخـره است....
خب یعنی که چـه؟
این فارسی حرف میزند
و تو هم....
اما
حالا می فهمم این که دونفر "حرفِ هم را نمی فهمند " یعنی چه....
یکی می گوید"خستــه ام"
و دیگری نمیفهمد خسته ام یعنی"دلم آغوش می خواهد، چنـد بیت شعـر، یه چایِ داغ ودیگـرهیـچ"...
فقط همینطور که بشقاب هارا رویِ میز می چینـد میگوید"بعد از نهار کمی بخــواب"....
و یا
وقتی میگوید"تنهایم بگذار" دوست دارد بشنود"بیخـود، من مگه مرده م که بذارم تنها بمونی"
اما به جایش
واقعا تنها گذاشته می شود....
و چیزی درونش می شکند...
اینکه میگویند حرفِ هم را نمیفهمیم یعنی
حرفِ دلِ هم را نمیفهمیم....
عمقِ جملاتِ هم را....
وگرنه یک"لیوانِ آب را بده "
و "سرِ راهت میـوه بخـر" را که
همـه می فهمند....

#فاطمه_صابری_نیا
دیدگاه ها (۱)

جلوی پای بعضی ها باید یک خط بکشیم وبگوییم:ببین فلانی جانممن ...

پارت چهارم♦️💫باغ خانه‌ی سوکجین در شب، شبیه به یک قلمروی باشک...

BRO...

واقعیت های دروغینپارت ۳مرگِ مادر، در قصر چیزی را نَشکست. ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط