من همون جزيره بودم خاكي و صميمي وگرم. وسه ع
من همون جزيره بودم خاكي و صميمي وگرم. وسه عشق بازي موجا قامتم يه بستر نرم.
يه عزيز دوردونه بودم پيش جشم خيس موجا يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا
تا كه يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي. قصه هايعاشقي رو تو وجودم جاگذاشتي
زير رگبار نگاهت دلم انگار زير ورو شد وسه ي داشتن عشقت همه جونم ارزو شد
يه عزيز دوردونه بودم پيش جشم خيس موجا يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا
تا كه يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي. قصه هايعاشقي رو تو وجودم جاگذاشتي
زير رگبار نگاهت دلم انگار زير ورو شد وسه ي داشتن عشقت همه جونم ارزو شد
- ۷۲۵
- ۲۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط