{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همون جزیره بودم خاکی وصمیمی وگرم

من همون جزیره بودم خاکی وصمیمی وگرم
واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر ن‍رم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پاگذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جاگذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید توسینه
ابروباد ودریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی
اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من ودل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
.
.
دیگه روخاک وجودم ن گلی هس ن درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها وغریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعردریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم
دیدگاه ها (۵)

زندگی یعنی یه راهیواسه آزمون الهیزندگی یعنی کلاغ پرهمه میریم...

سلام ..مرسی که هسسسسسستین:-)

شبی مجنون نمازش راشکستبی وضودرکوچه ی لیلا نشستعشق آنشب مست م...

..

ادامه پارت ۱۶

پارت³چند ثانیه بعد، در حالی که نفسم به شماره افتاده بود، عقب...

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁴با دیدنِ سایه‌ای که گوشه‌ی اتاق،کنارِ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط