{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی نظیر است جهان لحظه ی خندیدن تو

بی نظیر است جهان لحظه ی خندیدن تو

غنچه در حسرت یک مرتبه گل چیدن تو

 

شرم دارد پری از آنکه تو رویش بینی

حوریان بی خود و سرمست ، خرامیدن تو

 

ابرها بارور شادی دیدار تواند

باغ ها منتظر لحظه ی باریدن تو

 

تو به رخساره ی خود رنگ خدایی داری

هر بت آهسته به دنبال پرستیدن تو

 

دانی این زردی رخساره ی خورشید ز چیست ؟

در هراس است ز یک لحظه ی تابیدن تو

 

شعر : جواد مزنگی
دیدگاه ها (۲)

یک گوشه می نشینمخسته تر از همیشه ، لبخند می زنملبخندی از تمس...

ای عشق ، ای ترّنم نامت ترانه هامعشوقِ آشنای همه عاشقانه هاای...

بی اجازه دوستت دارمو این جرم کمی نیستمرا ببخشاگرچه متهم ردیف...

هیچگاه تو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط