{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز خاموش که شد وقت درخشیدن توست

روز خاموش که شد وقت درخشیدن توست
بهترین لحظه‌ی شب لحظه‌ی تابیدن توست
ابرها پشت به ماهند به تو خیره شدند
ماه پنهان شده هم محو درخشیدن توست
دیده‌ام مثل گلی باز، تو را بعد از این
فکر آشفته‌ی من در هوس چیدن توست
قرن‌ها فاصله باقی است میان من و شعر
این که شاعر شدم از معجزه‌ی دیدن توست
پلک بر هم نزنم وقت تماشا به خدا
اوج عاشق شدنم دیدن خندیدن توست
دیدگاه ها (۶۱)

شبی در خلوت من باش و آرام از ته قلبتبرایم قصه های شور و شیدا...

نخستین بار غم را از غمِ چشم تو فهمیدممنی که سالهای سال از چش...

منم آن شاعر یک رنگِ دهاتی زاده که مسیرم به تو و شهرِ شما افت...

‍ نگاهم میکنی اما نگاهت را نمیفهممهمان چشمان آرام و سیاهت را...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

اتاق گریم آرام بود بارون آروم به شیشه های اتاق گریم برخورد م...

همخونه اجباری... پارت 114."ویو جئون جونگ کوک"بعد از دوش گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط