سلاملکم
سلاملکم
یهو زد به سرم از اینا بنویسم
.......................................................سانزو به عنوان هم اتاقی...........................................................
ایشون همیشه ی خدا شلخته اس
هر وقت میاد خونه همه ی وسایلش رو پرت میکنه اینور اونور
شعارش هم اینه
سانزو : نظم در بی نظمیه
ولی یک هشدار بزرگ
هیچوقت ازش درخواست نکنید خونه رو مرتب کنه !
چون تازه اون موقع میفهمین وسواس یعنی چی!
یک ذره گرد و خاک تو خونه نمیذاره
یعنی شده از خونه پرتت میکنه بیرون و تا خونه به روز اول برنگرده ول کن نیست !
همیشه شما باید غذا درست کنید اگر غذا درست کردن با اون باشه شام نون و ماست دارید ( ~ • ~ )
وقتی حوصلتون سر میره بازی کامپیوتری میکنید
همیشه خدا در حال بحث کردنید
مجبوری توی یک اتاق بخوابید ولی تخت هاتون جداس
یک بار خیلی ناراحت بودی ولی اصلا نزاشتی سانزو بفهمه نصف شب که فکر کردی سانزو خوابش برده آروم شروع کردی به گریه کردن که یهو حس کردی یک نفر بغلت کرده
فهمیدی سانزو نخوابیده بود و الان هم خیلی بامزه بغلت کرده بود
سانزو : چرا به من نگفتی ناراحتی ؟
ا.ت : آخه...
سانزو : از این به بعد باید همه چیز رو بهم بگی
ا.ت : باشه
پایان
راستی به من هم نگید بد قول هنوز معلوم نشده قبول شدم یا نه برای همین پارت ندادم
هرچند بیشترش بخاطر گشادیه 😅
یهو زد به سرم از اینا بنویسم
.......................................................سانزو به عنوان هم اتاقی...........................................................
ایشون همیشه ی خدا شلخته اس
هر وقت میاد خونه همه ی وسایلش رو پرت میکنه اینور اونور
شعارش هم اینه
سانزو : نظم در بی نظمیه
ولی یک هشدار بزرگ
هیچوقت ازش درخواست نکنید خونه رو مرتب کنه !
چون تازه اون موقع میفهمین وسواس یعنی چی!
یک ذره گرد و خاک تو خونه نمیذاره
یعنی شده از خونه پرتت میکنه بیرون و تا خونه به روز اول برنگرده ول کن نیست !
همیشه شما باید غذا درست کنید اگر غذا درست کردن با اون باشه شام نون و ماست دارید ( ~ • ~ )
وقتی حوصلتون سر میره بازی کامپیوتری میکنید
همیشه خدا در حال بحث کردنید
مجبوری توی یک اتاق بخوابید ولی تخت هاتون جداس
یک بار خیلی ناراحت بودی ولی اصلا نزاشتی سانزو بفهمه نصف شب که فکر کردی سانزو خوابش برده آروم شروع کردی به گریه کردن که یهو حس کردی یک نفر بغلت کرده
فهمیدی سانزو نخوابیده بود و الان هم خیلی بامزه بغلت کرده بود
سانزو : چرا به من نگفتی ناراحتی ؟
ا.ت : آخه...
سانزو : از این به بعد باید همه چیز رو بهم بگی
ا.ت : باشه
پایان
راستی به من هم نگید بد قول هنوز معلوم نشده قبول شدم یا نه برای همین پارت ندادم
هرچند بیشترش بخاطر گشادیه 😅
- ۳۱۱
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط