{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسماڹ برفی است

آسماڹ برفی است
همگی می‌گذرند
چتر دارند بہ دست
تا نبارد برف
بر سروصورتشان
اما...من
تنها و رها
زیر این سقف سیاه
گام برمی‌دارم
بی‌چتر...و
بہ تو، می‌اندیشم
دیدگاه ها (۴)

تلخی روزگارازانجایی شروع میشه که خیلیچیزارومیشه خواستامانمیش...

ﮔﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﺯﻥﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﺩﺷﺎﯾﺪ !!ﺑﻬﺎﻧﻪ ندﺍﺷﺘﻦ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ که...

زن است دیگر جورے عاشق مے شود ڪه حس مے ڪنے هیچگاه از ڪنا...

دلیڸ دلتنگی آدم ها را نپرسهزار و یڪ دلیڸ می آورندفقط بہ تران...

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

غیر از پرده‌ها همه چیز عالیه 😂😂 مرد است دیگر و این حرفا 😊ب...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

باورت میشه توی چله تابستون تو مشهد میتونی برف بازی کنی🤩😍این...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط