این کیف و کتاب ها را نبین توی دستم
این کیف و کتاب ها را نبین توی دستم
ارام نشستنم را توی ین کافه نبین
انگشت های وهریم را نبین و چند شعر چاپ شده ام را
خیلی م کوچک نیستم
پاش بیافتد بطری م میشکنم
شیشه مغازه و ماشین را هم همین طور!
تازه می وانم با یک دو ریالی نگ بزنم به خانه شما
این ضامن دار را هم گذاشته ام به وقتش
نامردی ا مردی ی ورد!
.
.
.
در ضمن
یک کار دیگر هم بلدم
حواست باشد
می وانم گریه کنم...
ارام نشستنم را توی ین کافه نبین
انگشت های وهریم را نبین و چند شعر چاپ شده ام را
خیلی م کوچک نیستم
پاش بیافتد بطری م میشکنم
شیشه مغازه و ماشین را هم همین طور!
تازه می وانم با یک دو ریالی نگ بزنم به خانه شما
این ضامن دار را هم گذاشته ام به وقتش
نامردی ا مردی ی ورد!
.
.
.
در ضمن
یک کار دیگر هم بلدم
حواست باشد
می وانم گریه کنم...
- ۵۴۷
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط