بریم پارت دو؟؟
بریم پارت دو؟؟
کوک. قضیه رو تعریف کرد و رفت سمت بالا
ته. تو میخوای لباس هاشو عوض کنی؟؟
کوک. اره
ته. باش من غذاهارو تموم میکنم
کوک. باش
کوک
رفتم سمت اتاقی که دختره توش بود و اروم لباسش رو در اوردم، اندام بی نقص داره چشمام رو بستم و لباس زیر هاشو عوض کردم
لباس راحتی رو تنش کردم و رفتم پایین
میز رو چیدم که متوجه ساعت شدم
دکتر گفته بود باید تو این ساعت بیدار شه پس رفتم بالا
دیدم که داره اروم اروم بیدار میشه به محض اینکه بیدار شد دوید سمت دستشویی و اب بالا اورد،
سول. تو کی هستی؟؟
کوک. من جئون جانکوک هستم و شما؟؟
سول. جانگ سول هستم
و یه سوال
شما لباس های منو عوض کردید؟
کوک. نه دکتر عوض کرد
سول. اها
کوک. بیا بریم پایین غذا بخور
سول. بزار لباسم رو درست کنم میام
کوک. باشه
رفت پایین
کوک. ته یادت باشه که دکتر لباساش رو عوض کرده نه من
ته. اوکی
سول. سلام
ته. سلام من کیم تهیونگ هستم
سول. منم جانگ سول هستم
کوک. بیا بشین غذا بخور بعدش تعریف کن چی شده
سول. باشه
بعد غذا بود و نشته بودن رو مبل
سول. خب پدر من ده روزه که از دنیا رفته و برادر بزرگم سوها میخواد شرکتی که ماله منه رو ازم بگیره منم که عاشق کارم و شرکت هستم بعد از اینکه با یرادرم دعوام شد اومدم اینجا و بدون اختیار به سمت دریا رفتم بعدش هم تو خونه شما چشمام رو باز کردم
ته. با جانگ هوسوک نسبتی داری؟؟؟
سول. برادر وسطیمه
کوک. ته زنگ بزن به بچها که بیان اینجا
ته. باشه
سول. بچها کیان؟
کوک. من، ته، هوپ، نام، جین، یونگی، جیم
سول. هوپ کیه؟
کوک. داداشت
سول. یعنی تو رئیس داداش من و رفیق صمیمیش هستی
کوک. اره
سول. عجیبه
کوک. خیلی
پسرا همه اومدن
هوپ. سول! چیزیت نشده؟ حالت خوبه «نگرانی شدید»
سول. خوبم، البته به لطفه اقای جئون
کوک. راحت باش بگو کوک
هوسوک. تعریف کنید چی شده
کوک. اگه من نبودم سول الان تو سرد خونه بود
هوسوک. چیییی؟؟؟؟؟
کوک. داشت میرفت ته دریا
هوسوک. چرا اونوقت؟
سول. همون موضوع همیشگی
هوسوک. از این به بعد حق نداری پاتو تو خونه اون سوها بزاری
سول. چشم
ته. وای بچها یاد یه چیزی افتادم
کوک. چی؟
ته. سوها مثل سگ از یونگی و نام و جین میترسه😂😂
سول. سر چی؟
کوک. یه روز که یونمین با هم دعوا کرده بودن و قهر بودن ما اومدیم خونه شما بعد سوها و جیمین دعواشون شد یونگی هم گرفت مثل سگ زدش
جیم. 🤭🤣
یونگی. دیگه جرعت نکرد که بیاد سمت جیمین
جین. یه بارم با ته دعواش شد ما هم رگ داداشیمون زد بالا من و نام مثل خر زدیمش
سول🤣🤣🤣🤣😂😂😂
نام. با من بیا بریم خونه تا وسیله هات رو جمع کنی
سول. باشه
کوک. منم میام
نام. باشه بیا
کوک. پس شما اینجا رو جمع کنید تا ما بیایم
اعضا. 😐
خب
ویو راوی
جونکوک رفت که ماشین رو بیاره
نام. تو برو با کوک
سول. چرا؟
نام. خب کوک باهاته دیگه نگران چی هستی
کوک هم زورش زیاده میتونه سوها رو بزنه
سول. باشه
جونکوک . هیونگ کجا رفت؟
سول. گفت من با تو بیام اون برگشت
کوک. باشه بیا سوار شو بریم
سول. ادرس رو بلدی؟
کوک. اره
خبببببب
من برم غیبت صغرا
بایییی
#کوک #ته#نامجون#جین#جی هوپ#جیمین#یونگی #فیک #سه_پارتی #بی_تی_اس
کوک. قضیه رو تعریف کرد و رفت سمت بالا
ته. تو میخوای لباس هاشو عوض کنی؟؟
کوک. اره
ته. باش من غذاهارو تموم میکنم
کوک. باش
کوک
رفتم سمت اتاقی که دختره توش بود و اروم لباسش رو در اوردم، اندام بی نقص داره چشمام رو بستم و لباس زیر هاشو عوض کردم
لباس راحتی رو تنش کردم و رفتم پایین
میز رو چیدم که متوجه ساعت شدم
دکتر گفته بود باید تو این ساعت بیدار شه پس رفتم بالا
دیدم که داره اروم اروم بیدار میشه به محض اینکه بیدار شد دوید سمت دستشویی و اب بالا اورد،
سول. تو کی هستی؟؟
کوک. من جئون جانکوک هستم و شما؟؟
سول. جانگ سول هستم
و یه سوال
شما لباس های منو عوض کردید؟
کوک. نه دکتر عوض کرد
سول. اها
کوک. بیا بریم پایین غذا بخور
سول. بزار لباسم رو درست کنم میام
کوک. باشه
رفت پایین
کوک. ته یادت باشه که دکتر لباساش رو عوض کرده نه من
ته. اوکی
سول. سلام
ته. سلام من کیم تهیونگ هستم
سول. منم جانگ سول هستم
کوک. بیا بشین غذا بخور بعدش تعریف کن چی شده
سول. باشه
بعد غذا بود و نشته بودن رو مبل
سول. خب پدر من ده روزه که از دنیا رفته و برادر بزرگم سوها میخواد شرکتی که ماله منه رو ازم بگیره منم که عاشق کارم و شرکت هستم بعد از اینکه با یرادرم دعوام شد اومدم اینجا و بدون اختیار به سمت دریا رفتم بعدش هم تو خونه شما چشمام رو باز کردم
ته. با جانگ هوسوک نسبتی داری؟؟؟
سول. برادر وسطیمه
کوک. ته زنگ بزن به بچها که بیان اینجا
ته. باشه
سول. بچها کیان؟
کوک. من، ته، هوپ، نام، جین، یونگی، جیم
سول. هوپ کیه؟
کوک. داداشت
سول. یعنی تو رئیس داداش من و رفیق صمیمیش هستی
کوک. اره
سول. عجیبه
کوک. خیلی
پسرا همه اومدن
هوپ. سول! چیزیت نشده؟ حالت خوبه «نگرانی شدید»
سول. خوبم، البته به لطفه اقای جئون
کوک. راحت باش بگو کوک
هوسوک. تعریف کنید چی شده
کوک. اگه من نبودم سول الان تو سرد خونه بود
هوسوک. چیییی؟؟؟؟؟
کوک. داشت میرفت ته دریا
هوسوک. چرا اونوقت؟
سول. همون موضوع همیشگی
هوسوک. از این به بعد حق نداری پاتو تو خونه اون سوها بزاری
سول. چشم
ته. وای بچها یاد یه چیزی افتادم
کوک. چی؟
ته. سوها مثل سگ از یونگی و نام و جین میترسه😂😂
سول. سر چی؟
کوک. یه روز که یونمین با هم دعوا کرده بودن و قهر بودن ما اومدیم خونه شما بعد سوها و جیمین دعواشون شد یونگی هم گرفت مثل سگ زدش
جیم. 🤭🤣
یونگی. دیگه جرعت نکرد که بیاد سمت جیمین
جین. یه بارم با ته دعواش شد ما هم رگ داداشیمون زد بالا من و نام مثل خر زدیمش
سول🤣🤣🤣🤣😂😂😂
نام. با من بیا بریم خونه تا وسیله هات رو جمع کنی
سول. باشه
کوک. منم میام
نام. باشه بیا
کوک. پس شما اینجا رو جمع کنید تا ما بیایم
اعضا. 😐
خب
ویو راوی
جونکوک رفت که ماشین رو بیاره
نام. تو برو با کوک
سول. چرا؟
نام. خب کوک باهاته دیگه نگران چی هستی
کوک هم زورش زیاده میتونه سوها رو بزنه
سول. باشه
جونکوک . هیونگ کجا رفت؟
سول. گفت من با تو بیام اون برگشت
کوک. باشه بیا سوار شو بریم
سول. ادرس رو بلدی؟
کوک. اره
خبببببب
من برم غیبت صغرا
بایییی
#کوک #ته#نامجون#جین#جی هوپ#جیمین#یونگی #فیک #سه_پارتی #بی_تی_اس
- ۲۷۶
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط