{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونکوک. اخخههه.....

جونکوک. اخخههه.....

ات. بیاید بریم دیگه

جیمین. کجا

ات. شهربازی

جینا. لطفااااااااااااااااااااااااا

ات. لطفااااااااااااااااااااااااا

یونا. لطفااااااااااااااااااااااااا

جیمین. باشههههه

جونکوک. اماده اید؟

جینا. نه داریم با لباس خواب میایم

جونکوک. زبون درازی؟؟؟

جینا. نه گوه خوردم

جونکوک. آفرین

بعد از شهربازی
فردا صبح

ات. صبح بخیررر

همه. صبح بخیر

جیمین. بچها یه سفرمون نشه؟؟؟

همه. بشهه

هلین. منم ببرید

ات. باز تو اومدی؟؟

هلین. نه روحم اومده پیشتون

ات. باشه تو هم بیا

هلین. ملسییی

ات. خواهش

یونا. میگم که یه سوال

ات. بله

یونا. شما نمیخوایید ازدواج کنید

جیمین. الان نه

بچها میریم سه سال بعد

جیمین. اتتت

ات. بله ارباب

جیمین. صبحونه من کو؟؟

ات. الان میارم ارباب

جیمین. زود

ات. چشم


ویو ات

صبحونه رو براش بردم و بعد رفت شرکت
این سه سال همش عذاب بود همش دلم میخواست گریه کنم امروز دیگه خودکشی میکنم و راحت میشم

اجوما. اتتت بیا

ات. چشم

خب بریم پیش جیمین

یعنی این سه سال من داشتم کسی که دوستش داشتم رو بخاطر کاری که نکرده زجر میدادم؟

کای. متاسفانه

جیمین. الان میخوای راحت شی یا زجر بکشی

کای. من واقعا متاسفم

جیمین. یه فرصت دیگه بهت میدم

شب
عمارت جیمین

ات

داشتم دنبال اسلحه ای که جیمین بهم داده بود میگشتم پیداش کردم و رو سرم گذاشتم که در باز شد
اون جیمین بود

جیمین. ات این اسلحه رو بزار زمین

ات. نههه

جیمین. من واقعا دوست دارم و الانم پشیمونم «بغض»

ات. پشیمونی؟ این سه سال منو زجر دادی بعد میگی پشیمونی؟؟؟

جیمین. لطفا بیا از نو شروع کنیم

ات. نه
صدای شلیک گلوله تو اتاق پیچید و

خمارییییی

شرایط
20لایک
5کامنت

سخت نیست بخدا
دیدگاه ها (۰)

اگه میتونید 55تا لایک کنید که خوب میشه

بیایید تمومش کنیمممات. اخه الان میگفتی؟؟؟ سانا. وا دخترم فقط...

بریم پارت دو؟؟ کوک. قضیه رو تعریف کرد و رفت سمت بالا ته. تو ...

کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط