{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من

بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من..


#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۸)

_ایستگاه صادقیه _اینجا آخر خط استباید پیاده شومبروم سمت کرج ...

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از ...

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشودمثل یک قهوه که از تلخی آن ک...

کوهبا نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درددر من ز...

ای عشق دلگیرم از فصل ها دلگیرم از روزها دلگیرم از شب هایی ک...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط