{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته‌ام مثل زنی از شاعریِ شوهرش

خسته‌ام مثل زنی از شاعریِ شوهرش
مثل مردی مانده در احقاقِ حقِ همسرش

مثل مجنونی که لیلی در دلش باشد ولی
شور شیرین ناگهان افتاده باشد در سرش

خسته‌ام ... چون شاعر ِ از شعر خنجر خورده‌ای
که دهان وا کرده باشد زخم‌های دفترش

خستگی دارد ... ندارد؟! اینکه عطرت هست و باز
هرچه می‌گردد نمی‌بیند تو را دور و برش

سمتی از این شهر باران دیده پیدایت شد و
سمت دیگر گم شدی در پشت چشمان ترش

از خیابان‌های شهر لاابالی خسته‌ام
از خیانت‌های هر سمتش به سمت دیگرش

مثل سربازی که در جنگ است با معشوقه‌اش
سر به راهی دارد و جا مانده اما باورش

لاجِرَم فرجام این جریان عشق و عاشقی
بستگی دارد به جنگ مرد با همسنگرش

خسته‌ام ... مثل ِ ... شبیهِ ... خسته‌ام! خسته! همین
خسته‌ای را، خستگی را، فرض کن ... خسته تَـرَش
دیدگاه ها (۶)

من یک شهریور ماهی ام...همون دیوونه ای که هق هق همه رو به جون...

ﭘﺎﯾﯿﺰﺭﻗﺺ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖﺑﯽ ﺗﻮﺍﻣﺎﮐﻨﺴﺮﺗﯽ ﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ

حالم بده خداااااا هستی

لباسام .... ﻫﻤﻪ سنگین ...√یه ﺍﺩﮐﻠﻦ ﺧﺎص ...√ﭼﺎﯾﯽ ... ﻗﻬﻮﻩ ......

خسته ام مثل زنی از شاعری شوهرشمثل مردی مانده در احقاق حق همس...

#دل‌نوشته(۱۹)گیرم که ساختم ز تو اغیار را جدابا سایه‌ای که در...

آرزو بیرانوند شاعر خرم‌آبادی

فائزه رستکی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 21✦....................

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ...همت کن بگو یکی اینجا دلش از...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت ش...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌나만의 ੮‧‌‌꯭੮‌꯭‧‌੮‧‌ 계절...

مولا على عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفی لِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط