فیک کوک
فیک کوک
Part.5
از زبان ا/ت
رفتیم وقتی که جونگ کوک اومد همه دخترا شروع کردن به غش و ضعف کردن برای جونگ کوک
منم زیر لب گفتم:ایش حالا انگار چی هست
یونا گفت:ا/ت اینجوری نگو اون پسر جئون.... هست خیلی هم خوشتیپه.
ا/ت گفت:بروووو همونی که بزرگ ترین شرکت کره رو دارن؟
یونا گفت:اره
احساس نگاه سنگینی رو روی خودم احساس کردم وقتی برگشتم دیدم جونگ کوک داره نگام میکنه قرمز شدم و آروم گفتم:مرتیکه منحرف
سرمو برگردوندم فکر کنم یک سانت با هم فاصله داشتیم گفت:چیزی گفتی؟گفتم:ن..نه
از زبان جونگ کوک
داشتم ا/ت رو نگاه میکردم خیلی اندام زیبایی داشت یهو برگشت نگام کرد سرخ شده بود من داشتم میرفتم جلو که صدای اروم ا/ت رو شنیدم:مرتیکه منحرف داشتم جلوی خندم و میگرفتم که گفتم چیزی گفتی ؟ یک سانت با هم فاصله داشتیم برای همین خجالت کشید قیافش خیلی بامزست دلم می خواست اون لپای قرمزشو بکشم که.......
Part.5
از زبان ا/ت
رفتیم وقتی که جونگ کوک اومد همه دخترا شروع کردن به غش و ضعف کردن برای جونگ کوک
منم زیر لب گفتم:ایش حالا انگار چی هست
یونا گفت:ا/ت اینجوری نگو اون پسر جئون.... هست خیلی هم خوشتیپه.
ا/ت گفت:بروووو همونی که بزرگ ترین شرکت کره رو دارن؟
یونا گفت:اره
احساس نگاه سنگینی رو روی خودم احساس کردم وقتی برگشتم دیدم جونگ کوک داره نگام میکنه قرمز شدم و آروم گفتم:مرتیکه منحرف
سرمو برگردوندم فکر کنم یک سانت با هم فاصله داشتیم گفت:چیزی گفتی؟گفتم:ن..نه
از زبان جونگ کوک
داشتم ا/ت رو نگاه میکردم خیلی اندام زیبایی داشت یهو برگشت نگام کرد سرخ شده بود من داشتم میرفتم جلو که صدای اروم ا/ت رو شنیدم:مرتیکه منحرف داشتم جلوی خندم و میگرفتم که گفتم چیزی گفتی ؟ یک سانت با هم فاصله داشتیم برای همین خجالت کشید قیافش خیلی بامزست دلم می خواست اون لپای قرمزشو بکشم که.......
- ۲۱.۵k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط