{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه بارانی ات را خوانده ام

قصه بارانی ات را خوانده ام
آمدم با چتری اما
فکر کردم
میشود این چتر را
بست و تو را احساس کرد
میشود با حرفهابت
زیر باران خیس شد
عشق را پنهان نکرد
تا شنید
حرفهایی از دل بارانی ات


#وحید_سرآبادانی_امید
دیدگاه ها (۷)

آغوش تو آرامشی در طوفان منبا قلب تو می تپد دنیا در جان منمیخ...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩﮔﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

باران زیباترین اتفاق است برای بهارمثل تو برای من

part61 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》 احساس میکنم ات رو توی این عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط