part32 عشق پنهان

part32 عشق پنهان
ات: من میرم بخوابم
جونگ کوک: باشه《خنده ی شیطانی》
ات: یااا چرا این شکلی میخندی
جونگ کوک: هیچی همین‌جوری خندیدم
ات: اوکی من رفتم
《ویو ات》
رفتم توی اتاق خسته بودم دراز کشیدم تازه فهمیدم اون خنده برای چی بود برای...《در اتاق باز شد جونگ کوک اومد تو در رو بست و قفل کرد یک نگاه شیطانی کرد و ...
خب قشنگا ادامه ی این پارت اسمات😅😈 که توی کامنتا گذاشتم لطفا کامنت نزارید و لطفا کسایی که دوست ندارن نخونن 👍❤
دیدگاه ها (۲۲)

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

ادامه ی پارت ۱۹۵

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

چندپارتی جونگ کوک

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط