پارت 1
پارت 1
ات مثله همیشه داشت کار میکرد
رئیس ات: ات میتونی بری
ات: خداحافظ رئیس
ویو ات
از محل کارم اومدم بیرون و رفتم خونه بابام نبود ، بازم رفته قمار کنه هوففف
بابای ات: یاااا قبول نیس
تهیونگ اسلحشو سمته بابای ات گرفت
تهیونگ: آقای لی..تو باختی و اگه قبول نمیکنی میتونم راحت بکشمت ( نیشخند)
بابای ات: باشه باشه و.. ولی چی میخوای ازم؟
تهیونگ: دخترتو
بابای ات: م..منظورت چیه ؟
تهیونگ: دخترتو بده ، منم نمیکشمت معاملهی خوبیه نه ؟
بابای ات: ب..باشه
ادامه دارد....
شرمنده کم بود ، میدونم همتون گیج شدین ولی میفهمین جریان چیه
ات مثله همیشه داشت کار میکرد
رئیس ات: ات میتونی بری
ات: خداحافظ رئیس
ویو ات
از محل کارم اومدم بیرون و رفتم خونه بابام نبود ، بازم رفته قمار کنه هوففف
بابای ات: یاااا قبول نیس
تهیونگ اسلحشو سمته بابای ات گرفت
تهیونگ: آقای لی..تو باختی و اگه قبول نمیکنی میتونم راحت بکشمت ( نیشخند)
بابای ات: باشه باشه و.. ولی چی میخوای ازم؟
تهیونگ: دخترتو
بابای ات: م..منظورت چیه ؟
تهیونگ: دخترتو بده ، منم نمیکشمت معاملهی خوبیه نه ؟
بابای ات: ب..باشه
ادامه دارد....
شرمنده کم بود ، میدونم همتون گیج شدین ولی میفهمین جریان چیه
- ۳.۴k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط