قرار نبود عاشقش بشم
قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 3
=داداش الان وقتشه برو پیشش منم میرم غذا بخورم تو کافه دانشگاه موفق باشی
*جیمین نیشخندی زد و رفت و به ا.ت نزدیک شد و خم شد جلوی صورتش و با صدای بمی گفت*
_سلام جوجه کوچولو داری توت فرنگی میخوری
*ا.ت آروم سرش رو تکون داد و با چشم های آهویی به جیمین نگاه کرد و با صدای آرومی گفت*
+میخوای توت فرنگی بدم بهت؟
_نه ممنون بنظرم خودت خوشمزه تری
*ا.ت متوجه منظورش نشد و یه توت فرنگی برداشت گذاشت بین لباش که بخوره که یهو....
شرط ها نرسید ولی گذاشتم 🙂
پارت های بعد رو طولانی تر میکنم
پارت: 3
=داداش الان وقتشه برو پیشش منم میرم غذا بخورم تو کافه دانشگاه موفق باشی
*جیمین نیشخندی زد و رفت و به ا.ت نزدیک شد و خم شد جلوی صورتش و با صدای بمی گفت*
_سلام جوجه کوچولو داری توت فرنگی میخوری
*ا.ت آروم سرش رو تکون داد و با چشم های آهویی به جیمین نگاه کرد و با صدای آرومی گفت*
+میخوای توت فرنگی بدم بهت؟
_نه ممنون بنظرم خودت خوشمزه تری
*ا.ت متوجه منظورش نشد و یه توت فرنگی برداشت گذاشت بین لباش که بخوره که یهو....
شرط ها نرسید ولی گذاشتم 🙂
پارت های بعد رو طولانی تر میکنم
- ۶۹۶
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط