{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی

گفته بودی
که چرا محو تماشای منی
و آن چنان مات
که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم
تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو قد مژه بر هم زدنی!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

گاهی هم دوست داشتن هاآنطوری که می‌خواهیم نیستنه از دیوانگی خ...

.موهایت را پریشان کنبه کنار پنجره برو و آسمان رابه نظاره بنش...

‌آدم یا باید عاشق باشد ،یا یک رفیقِ ناب داشته باشد .پاییز و ...

زیاد سخت گرفته ایم !زندگی چیزی به جز گرفتنِ یک استکان چای لب...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟آن‌چنان مات که یک‌دم مژه ب...

آمدی، جانم به قربانت ، ولی حالا چرا ؟بی‌ وفا ، حالا که من اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط