{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهره ها رو چید سربازم عقب تر میرود

مهره ها رو چید سربازم عقب تر میرود

روسـری سرکرده اما با گره ور می رود
عـاقـبـت هـم بـا تمـام بـاخت ها و بردها
شاه من با شاه تو روزی به محضر میرود
دیدگاه ها (۷)

بزرگی میگفتواسه لامپی که سوخته دعا نمیکنن ، عوضش میکنن...راب...

بزرگی میگفتواسه لامپی که سوخته دعا نمیکنن ، عوضش میکنن...راب...

دستخطی دارم از او بر دل خود یادگارعشق کاری کرد با قلبم که چا...

یه دونه دوست دارم چون یدونه ایدو تا دوست دارم چون دومیت وجود...

عاقبتــ روزی مـزار سـرد مـن   معبـد دنجـی برایتــ میشـودعکـس...

گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد ....همیشه در فشار زندگی ...

آخرین جمله این دلنوشته را با تمام وجود می‌نویسم: مادر، اگر ر...

⇜ *مثل ونگوگی که شب های تاریکش رو با ستاره ها نقاشی می‌کرد، ...

♨️ از روسری اجباری رسید به شلوار اجباری!یک دختر ظاهراً در شه...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط