تنها که باشی ، خاطره ای هــم نداری
تنها که باشی ، خاطره ای هــم نداری
خاطره که نداشنه باشی ...
مجبوری سیگارت را رفیق صدا بزنی و ...
با خودکارت حرف بزنی
بعد آرزویت بشود خاطره داشتن ...
بایستی کنار پنجره و قهوه ات را
با لذت و ذلت بنوشی
شعر هم که خواندی ...
هیچوقت کلمه ی ساقی را درک نکنی !
بعد بیایی بنشینی روبه روی آیینه
خودت نقش ساقی را برداری و
بریزی برای خودت !
هروقت هم که کم آوردی
بگویی دست ساقی را نمیشود رد کرد
و هی زمزمه کنی که ساقی کم نمی آورد و ...
باز پر کنی پیاله را ...
آنقدر بخوری که ...
خاطره شوی !!!
خاطره که نداشنه باشی ...
مجبوری سیگارت را رفیق صدا بزنی و ...
با خودکارت حرف بزنی
بعد آرزویت بشود خاطره داشتن ...
بایستی کنار پنجره و قهوه ات را
با لذت و ذلت بنوشی
شعر هم که خواندی ...
هیچوقت کلمه ی ساقی را درک نکنی !
بعد بیایی بنشینی روبه روی آیینه
خودت نقش ساقی را برداری و
بریزی برای خودت !
هروقت هم که کم آوردی
بگویی دست ساقی را نمیشود رد کرد
و هی زمزمه کنی که ساقی کم نمی آورد و ...
باز پر کنی پیاله را ...
آنقدر بخوری که ...
خاطره شوی !!!
- ۲.۱k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط