(ادامه پارت قبل)
(ادامه پارت قبل)
اما خب اگه کنجکاوید بزارید بگم بعدش چیشد..(چیه توقع چیز دیگهای داشتی؟🙄)
فردا صبح، زمانی که از خواب بیدار شدید فلیکس اول بردن حموم و بعدش رفت و برات صبحونه آماده کرد و اون روز رو کلن مرخصی گرفت و پیشت موند☺️
البته تهشم فهمید تو برای چی اونکارو کردی و رسما شبیه یه جوجه پرکنده شد😑
End.
اما خب اگه کنجکاوید بزارید بگم بعدش چیشد..(چیه توقع چیز دیگهای داشتی؟🙄)
فردا صبح، زمانی که از خواب بیدار شدید فلیکس اول بردن حموم و بعدش رفت و برات صبحونه آماده کرد و اون روز رو کلن مرخصی گرفت و پیشت موند☺️
البته تهشم فهمید تو برای چی اونکارو کردی و رسما شبیه یه جوجه پرکنده شد😑
End.
- ۲۷۵
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط