{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(ادامه پارت قبل)

(ادامه پارت قبل)

هان: اونو واسه من میپوشی نه بقیه!
-امشب میمونیم خونه و تو..اینجوری میتونی اون لباس رو بپوشی ولی فقط واسه من!

اون به سمتت قدم برمیداره و بعد از گذاشتن بوسه کوچیکی رو لبات و گفتن یه «منتظرتم» کوتاه از اتاق بیرون رفت و اونجا فقط تو مونده بودی با یه لباس کوتاه زرشکی تو دستت و قبلی که از همیشه بیشتر میتپید..
اون شب تو اون لباس رو براش پوشیدی..
اون شب دیگه به حرفای دیگران و اون دختر فکر نکردی چون هان اون شب هربار با هر بوسه رو جای جای بدنت بهت میگفت «دوست دارم» و فقط اینکار کافی بود تا دیوار شیشه‌ای که دور قلبت بخاطر اون اتفاق پیچیده بودی شکسته بشه..
End.
(یوجی قصد کشتت رو کردم ببخشید🥲😂)
دیدگاه ها (۰)

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

(ادامه پارت قبل)اما خب اگه کنجکاوید بزارید بگم بعدش چیشد..(چ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی همکارای خانومش گرم گر...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط