{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از هیچ بودن های خالی فرار میکنم

از هیچ بودن های خالی فرار میکنم
به چاردیواری خانه ام پناه میبرم
هوا حالتی معلق میان بهار و ته مانده ی زمستان است
از پنجره به چراغ ها خیره شده ام
چشمک زن های لعنتی همیشه جذاب بوده اند
دلم برای ترافیک های پشت چراغ قرمز تنگ شده است
و برای چیزهایی که کوچک اما پر از حال خوب بودند
#فرزانه_خروشی
دیدگاه ها (۱)

با دلت حسرت هم‌صحبتی‌ام هست ولیسنگ را با چه زبانی به سخن واد...

زمانی که به اتفاق خوب نیاز دارماونو بارها و بارها مرور میکنم...

من از جهان چیزی نمی‌خواهمتنها تو را با دلبری‌هایت... #مریم_ق...

نمکدان را که پُر میکنیتوجهی به ریختن نمکها نداری ...اما زعفر...

.رمان ادامه.. ..همه به سمت پنجره دویدند. پایین، در میان دریا...

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

تکاپو پارت ۶۸:بزار تو آغوشت بمیرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بارانِ بیرون،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط