{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت_7

#پارت_7

کارم بعد از یک ساعت و نیم تموم شد، ساعت حدود هشت بود.
در قابلمه رو برداشتم بوی غذا داشت دیوونم می کرد.
قاشق تمیزی برداشتم وکمی از قورمه سبزی رو مزه کردم خیلی خوش مزه بود!
از آشپزخونه خیس عرق بیرون رفتم مامان با اردلان پفیلا به دست چشم ها به تلویزیون و با آرومی پفیلا می خوردند.
لبخند شیطونی زدم وبا سرعت رفتم طرف مامان و اردلان وسطشون به جای خالی اندازه یه ظرف کوچک بود به زور خودم رو همون جا، جای دادم.
اردلان وقتی دید خیلی سمجم کمی رفت به طرف شرق و اخم غلیظی کرد و گفت:
- پررو تر از توهم است؟
بلافاصله جوابش رو دادم:
- عشق تر از توهم است؟
با خوش حالی گونه ام رو بوسید.
دیگه چیزی نگفتیم و تا اومدن بابا فقط فیلم می دیدیم.
آخری فیلم خیلی احساسی بود اشکی یهو از گوشه چشمم چکید.
نمی خواستم مامان و اردلان بفهمن حالم بده برای همین به اتاقم رفتم.
وارد سرویس بهداشتی اتاقم شدم و جلوی آینه به خودم زل زدم، زیر لب زمزمه کردم:
- آنا تو چته چرا این جوری می‌کنی؟
آروم باش!
شیر آب رو باز کردم و روی صورتم ریختم.
با این که خیلی سرد بود اما بهم آرامش خاصی می داد.
از سرویس بهداشتی خارج شدم، روی تخت ولو شدم و گوشیم رو برداشتم دلم برای شهرزاد تنگ شده بود، برای همین تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم.
یک بوق دو بوق سه بوق تماس وصل شد و صدای خواب آلود شهرزاد پیچید توی گوشم.
- الو خروس بی محل.
تک خنده ایی کردم و ادامه دادم:
- سلام، الان وقت خوابه؟
معلوم بود حسابی از دستم عصبانی شده.
- از ظهر خوابم، طبق معمول خونه ام که کسی نیست که من و بیدار کنه.
دیدگاه ها (۴)

#پارت_6زل زدم به مامان و گفتم:- مثل قبل.دیگه هیچ کدومون حرفی...

#پارت_5از خواب پریدم خیس عرق بودم، چند بار پشت سر هم چشم هام...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

[چند پارتی]

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part20چشامو بستم و از خستگی زرتی خوابم برد صب...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط