BAD BOY LOVER 💋
BAD BOY LOVER 💋
Part 12🍷
ادامه ی پارت ۱۲ چون جا کم اومد تو اینجا نوشتم🥺❤️
نه او با ترس به من.
اما هیچکدوم نمیدونستیم...
در حالی که ما داشتیم دنبال حقیقت میگشتیم،
یک نفر از دور مراقب عمارت بود.
صفحهی گوشی مردی روشن شد.
پیامی روی صفحه ظاهر شد:
«رئیس هنوز چیزی نفهمیده.»
چند ثانیه بعد پاسخ آمد:
«پس مراقب باشید دختر کیم سانگهو چیزی پیدا نکنه.»
مرد گوشی رو خاموش کرد.
و در تاریکی ناپدید شد.
داخل عمارت...
جونگکوک آخرین برگهی پرونده رو برداشت.
گوشهی پایین صفحه یک علامت کوچک دیده میشد.
علامتی که سالها قبل هم در یکی از پروندههای مربوط به خانوادهاش دیده بود.
چشمهایش تیره شد.
ـ «نه...»
برگه رو محکمتر گرفت.
ـ «این علامت...»
و برای اولین بار بعد از سالها،
شک واقعی وارد ذهنش شد.
شاید دشمن واقعی هیچوقت کیم سانگهو نبوده.
ادامه دارد... 🖤🍷
پایان پارت ۱۲ 💋
اگه فکر میکنید جونگکوک بالاخره داره به حقیقت نزدیک میشه، این پارت رو تنها نذارید... ❤️🫠
لایک کنیییید❤️💖
Part 12🍷
ادامه ی پارت ۱۲ چون جا کم اومد تو اینجا نوشتم🥺❤️
نه او با ترس به من.
اما هیچکدوم نمیدونستیم...
در حالی که ما داشتیم دنبال حقیقت میگشتیم،
یک نفر از دور مراقب عمارت بود.
صفحهی گوشی مردی روشن شد.
پیامی روی صفحه ظاهر شد:
«رئیس هنوز چیزی نفهمیده.»
چند ثانیه بعد پاسخ آمد:
«پس مراقب باشید دختر کیم سانگهو چیزی پیدا نکنه.»
مرد گوشی رو خاموش کرد.
و در تاریکی ناپدید شد.
داخل عمارت...
جونگکوک آخرین برگهی پرونده رو برداشت.
گوشهی پایین صفحه یک علامت کوچک دیده میشد.
علامتی که سالها قبل هم در یکی از پروندههای مربوط به خانوادهاش دیده بود.
چشمهایش تیره شد.
ـ «نه...»
برگه رو محکمتر گرفت.
ـ «این علامت...»
و برای اولین بار بعد از سالها،
شک واقعی وارد ذهنش شد.
شاید دشمن واقعی هیچوقت کیم سانگهو نبوده.
ادامه دارد... 🖤🍷
پایان پارت ۱۲ 💋
اگه فکر میکنید جونگکوک بالاخره داره به حقیقت نزدیک میشه، این پارت رو تنها نذارید... ❤️🫠
لایک کنیییید❤️💖
- ۱۳۳
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط