در خونه ای شلوغه ، امون از دور و زمونه خواب میرن رو پای م
در خونه ای شلوغه ، امون از دور و زمونه خواب میرن رو پای مادر یتیم ها دونه به دونه ، یه یتیمی سر به دیوار یکی سر رو پای مادر یکی دستاش پر خاکه ، یکی خاک میریزه بر سر یکی چشماش پر اشکه کنارش یه کاسه شیره ، میگه کاشکی آقام امشب کاسه ی منو بگیره . (( اشک غم مرهم زخمه پر شاپرک شد امشب ، اونا که دوسش نداشتن دلشون خنک شد امشب )) خدایا شب قدر است و من قدری ندارم . از همه دوستان التماس دعای ویژه دارم . یا علی .
- ۱.۲k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط