{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید با من حرف می زدی

باید با من حرف می زدی
من محتاجِ یک جمله بودم
جمله ای از تو 
که مرا از آغوشِ زنجیرهای نَنوشتن، برَهاند.
باید با من حرف می زدی
تا چیزی می نوشتم
کلیدِ ادامه ی زندگی، در حنجره ی تو بود
در صدای تو
تویی که در من، من را گُم کرده بودی..
دیدگاه ها (۲)

بله اینجوریاس...

بَعْضـــی مُوقِـــع هابایَد قَــبول کُنــــی که ........❤یه ...

.ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺳﻪ ﻧﯿﺴﺖﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺭﻏﻮﺍ...

دﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣـﺮﻑ ﻧﯿـﺴـﺖ ..ﺑﻪ ﻭﻗﺘـﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ..ﺑﻪ ﺍ...

My best friend

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

عاشقانه های شبنم

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط