{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Otagh baghli

Otagh baghli
Part 33



(پرش زمانی بعد از جلسه )


یکی یکی داشتن احترام میذاشتن و از اتاق میرفتن بیرون ...

فقط من موندم و سوهی

( بچه ها همش می‌خوام بنویسم سوهی این کیبورد ....... داره می‌نویسه شوخی 😂💔
دیگه اگه دیدین بدونید )


سوهی رو کرد بهم و گفت:


سوهی : نظرت چیه بریم ی قهوه ای چیزی بخوریم ؟
خیلی وقته که ندیدمت ...

با خودم فکری کردم ، بد نبود برم باهاش گپی چیزی بزنم ...


جونگکوک : باشه حتما !!


با هم به سمت کافه ی نزدیک شرکت راه افتادیم ...

......

پشت میز نشستم و سوهی هم دقیقا روبروی من نشست ...

قشنگ می‌شد فهمید که یچیزیش هست و میخواد یچیزی بگه ولی خب نمیگه ، چرا شو هم نمی‌دونم ..

بنابراین میخواستم خودم بحث رو باز کنم


جونگکوک : خب سوهی ، چخبر ؟
این چند سال رو چیکارا کردی و می‌کنی ؟؟

سوهی : هعیی چی بگم ، این چند سال هم خوب بوده هم بد ...

بد ؟؟
منظورش از بد چیه ؟؟
نکنه مربوط به همون قضیه است ؟؟

جونگکوک : بد ؟
منظورت از بد چیه ؟

سوهی :خبب ببین مطمئنم خودت هم می‌دونی که منظورم از بد چیه !!


لعنتی ، حدس میزدم ...!!

سوهی :و خب نمی‌تونم بگم که همش بد بوده ...

با این که خودم اصالتا این جایی ام ولی تا حالا کره رو از نزدیک ندیده بودم و وقتی اون قضایا و جریان ها پیش اومد و من اومدم این جا و با کلی آدم های جدید آشنا شدم و این از جنبه ی مثبتش بود ...

سری تکون دادم و خواستم جواب بدم که یهو ....

اینم از پارت جدیدمون ...
حمایت ها بالا باشه فردا دو پارت دیگه هم آپلود میکنم
همه چی بستگی به حمایت های شما داره 💖

بوس بهتون بای بای 🎀🫠
دیدگاه ها (۳۴)

otagh baghli part 34 سری تکون دادم و خواستم جواب بدم که یهو ...

otagh baghli Part 35داشتم همینجور قدم میزدم و بدبختی هامو می...

Otagh baghli Part 32 به آسانسور که رسیدم دکمه اش رو زدم و م...

Otagh baghli Part 31میخواستم هر چه سریع تر ازش انتقام بگیرم ...

سلام به خوشگل های خودمببخشید من یه چند روز نبودم اووو چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط