{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسوس که بی فایده افسوس تو خوردم

افسوس که بی فایده افسوس تو خوردم
دل مال تو شد ضربه ی جاسوس تو خوردم

مهتاب شبی قایقِ خود با دل آرام
دادم به نسیمی که به فانوس توخوردم

چشمم به خیالی که پر از وسوسه ها بود
آهسته به هم رفت وُ به کابوس تو خوردم

تا ریشه دواندی به همه سمت وجودم
سرگشته شدم خسته به قاموس تو خوردم

یک روز به نازی وُ دگر روز به بازی
نیرنگ زبان خوش وُ منحوس تو خوردم

کوتاه کنم قصه نباید به تو بد گفت
دل مُرد که عمری همه افسوس تو خوردم
دیدگاه ها (۱)

نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟بهار تازه به برگ خزان چه خ...

صدایت که کنم,"جانم" بگوییبرایم قصه یک عالم بگویینگاهت که کنم...

تو چه کردی که همه شهر دلم عاشق توست؟دفتر و قافیه و شعر و غزل...

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

My lovely neighbor part : 42

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟؟؟شب از هجوم خیالت نمی ...

محو تماشاحاشا نکنم محو تماشای تو هستماز من بکنی یا نکنی پای ...

عاشقانه

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

عاشقانه

#کوچه#بی_تو#مهتاب#شبی#کوچه#خاطره#بی_تو#فریدون_مشیری#ویدئو_کل...

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط