{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر میکنید من ساده و ضعیف و احساسی هستم،در صورتی که اگر م

فکر میکنید من ساده و ضعیف و احساسی هستم،در صورتی که اگر من قرار بود اینگونه باشم الان در زیر خاک بودم نه در پشت برگه و قلم.
ولی با این حال..
ترجیح میدادم در زیر خاک بمانم تا در جایی که حتی نمی توانند حرف هایم را بفهمند،این بار اشکال از خودم است،چون نمی توانم با کلمات حالم را توصیف کنم.
اگر آرزویی داشتم این بود که بتوانم لحظه ای حال،مغز،قلب یا امثال این ها را با بقیه جایگزین کنم تا بفهمند دلیل رفتار های من که آن را اسم ساده و گزافه ای به نام "افسردگی"میخوانند چیست.
خودتان باعث این رفتار من هستید.
شما صلاح من را میخواهید ولی مطمئن باشید با این رفتار ها هرگز نمی توانید به من کمکی بکنید.
بجای اینکه عمیقا مسئله را درک کنید دارید راه هایی را انتخاب میکنید که چیز هایی که تنها در این شرایط میتوانند کمی حال من را مساعد کنند حذف کنید.
در صورتی که دارید با سطحی نگاه کردن هایتان به من اسیب میزنید و نمی فهمید که این کار تنش های من را با شما بیشتر میکند.
اما من بعد از روزی که تغییر کردم و خود قدیمی را به خود الان دادم دیگر هیچ اهمیتی به حرف های سطحی و ساده و تحقیر کننده ی شما نداده ام.
شما با قضاوت های بی جا زندگی منِ قدیمی را خورد کردید ولی حالا نمی توانید این کار را بکنید،هر روشی ام مثل گذشته انجام دهید من سرد و بی تفاوت میمانم و اهمیتی نمیدهم.
در حالی که عمق وجودم از بی درکی میسوزد ولی همچنان با بی تفاوتی به شما پاسخ میدهم.
انگار در زندگی دیگری هستم.
و شما عروسک های خیالی.
دیدگاه ها (۰)

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

🔻زیر چکمه های آمریکا، آزادی به وجود نمی آید...➕ برخی زیر سای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط