#امام_رضا

#امام_رضا

پرچم مشکی عزای حسین
هدیه ای از سوی خراسان است
قطرات طلایی اشک از
برکات حریم سلطان است

خود آقا محرم هر سال
خانه اش تکیه ی عزا می شد
سر در خانه اش علم می بست
روضه ی کربلا به پا می شد

پرچم یاحسین بر می داشت
بوسه میزد به چشم می مالید
گریه می کرد و روضه ای می خواند
بعد هر پرچمی که می کوبید

یک طرف پرچم ابالفضل و
یک طرف یاحسین را میزد
مثل هر روضه خوانی اول کار
صاحب روضه را صدا می زد
 
بغض می کرد و با غضب می گفت:
کار دست شما نمی ماند
کاش باشم دمی که مهدی من
رجز انتقام می خواند
 
باصدایی گرفته و لرزان
وارد روضه ی گلو می شد
ازگلو حرف می زد و خنجر
از بدن ها که زیر و رو می شد
 
از بدن های بی سر و از نعل
از سری که ز نیزه می افتاد
روضه می خواند از خرابه ی شام
از غم زینب و غم سجاد 

ماجرای اسارت زینب
گرد ماتم به روضه می پاشید
خود غریب است و خوب می فهمید
عمه اش در خرابه ها چه کشید

داوود رحیمی
دیدگاه ها (۲)

پارت اول._*بی گناهان*_

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

{ اذان گفتن در منزل }قسمت اول یکی از مهمترین ،موثرترین و کار...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۵ صدای جیغی گوش خراش از طبقه بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط