part
part 1
ات : بله مامان اومدم بفرمایید
مامان ات : یه دو روز برو پیش دوست پسرت بمون( با لبخند)
ات : مامان داری بیرونم می کنی ؟(با تعجب ناراحتی)
مامان ات : نه مگه نمی خوای باهاش ازدواج کنی بلاخره باید بری پیشش دوروز ازمایشی برو ببین می تونی کنار بیای باهاش یا نه
ات : تو مامان من یا مامان اون (اخم عصبانیت الکی)
مامان ات : مامان تو (ارامش)
ات: نمی ترسی من برم اونجا بمونم دیگه نیام ؟نمی ترسی ازدواج کنم از پیشت برم؟ اگه من برم کار های خونه رو کی انجام بده؟ کی وقتی حال نداری برات غذا درست کنه؟ کیک درست کنه با کی می خوای حرف بزنی؟ بابا که همش سر کاره
مامان ات: نه بابا ترس چیه از دستت راحت می شم (خنسرد)
ات : حس می کنم یه کلکی داری می زنی کوک بهت گفته بهم بگی
مامان ات : نه اینطوری نیست خودمم بهت گفتم (استرس)
ات : دستش و به سمت مامانش دراز کرد مامان گوشیت رو بده
مامان ات : واسه چی؟ نمی دم
ات : مامان قشنگم گوشی بده به من گوشی از دست مامانش قاپید اخرین تماست با داماد گلم بوده مگه به غیر از من دختر دیگه ای هم داری ؟(با تعجب)
مامان ات : نه فقط تویی خندید
ات : پس این کیه ؟نگو که کوک رو داماد گلم سیو کردی که خودم رو اتیش می زنم
مامان ات : خب خودت رو اتیش بزن
ات : مامان بنزنین کجاست جلو چشمت انجام بدم
کوک : کمک می خوای مامان بنزین کجاست اگه نیست داخل ماشین هست بیارم فندکم دارم بیا فندک رو بگیر
ات :کوک تو اینجا چی کار می کنی
کوک: فندکم برای تو
ات: باز سی....که کوک جلو دهن ات رو گرفت
کوک : مادر جان می شه با ات حرف بزنم
مامان ات : اره راحت باش بعد اینکه حرف زدید ات وسایلت رو جمع کن دو روز برو پیش کوک
کوک : مشکی نیست یه هفته پیشم بمونه هنوز دستش روی دهن ات
مامان ات : نه راحت باش اصلا یه ماه ببرش دیگه نیارش
کوک: ازتون ممنونم و ات رو کشید داخل اتاق
ات : خیلی خری نفسم بند اومد ایش دستت و بده ببینم این همه گاز گرفتم یه اخم نگفتی
کوک : بترش رو کشیدم بهش عادت دارم
ات: می خوام نداشته باشی ببینم بوس کرد دست کوک و
کوک : مگه نگفتم به پدر مادرت نباید بفهمن من سیگار می کشم
ات : منم گفتم دیگه سیگار نکش
کوک : نمی شه قشنگم
ات : تو چی کار می تونی بکنی می گم مافیا بودن رو ول کن می گی نه می گم سیگار نکش می گی نه یکی رو دیگه نباید انجام بدی خودت انتخاب کن
کوک : انتخابم اینه ات رو بوسید که ات ازش جدا شد
ات : نکن خر نمی شم انتخاب کن
کوک : نمی شه اگه می شد می زاشتم کنار بهت قول دادم هیچ اسیبی بهت نمی زنم
ات : نه ترو خدا بیا بزن
کوک : خندید من می رم پایین وسایلت رو جمع کن بریم
ات: نمی یام خودت برو
کوک : چرا مگه منو دوست نداری
ات : دوست دارم ولی باید یکی رو بزاری کنار
کوک : نمی شه
ات: پس منو فراموش کن
ات : بله مامان اومدم بفرمایید
مامان ات : یه دو روز برو پیش دوست پسرت بمون( با لبخند)
ات : مامان داری بیرونم می کنی ؟(با تعجب ناراحتی)
مامان ات : نه مگه نمی خوای باهاش ازدواج کنی بلاخره باید بری پیشش دوروز ازمایشی برو ببین می تونی کنار بیای باهاش یا نه
ات : تو مامان من یا مامان اون (اخم عصبانیت الکی)
مامان ات : مامان تو (ارامش)
ات: نمی ترسی من برم اونجا بمونم دیگه نیام ؟نمی ترسی ازدواج کنم از پیشت برم؟ اگه من برم کار های خونه رو کی انجام بده؟ کی وقتی حال نداری برات غذا درست کنه؟ کیک درست کنه با کی می خوای حرف بزنی؟ بابا که همش سر کاره
مامان ات: نه بابا ترس چیه از دستت راحت می شم (خنسرد)
ات : حس می کنم یه کلکی داری می زنی کوک بهت گفته بهم بگی
مامان ات : نه اینطوری نیست خودمم بهت گفتم (استرس)
ات : دستش و به سمت مامانش دراز کرد مامان گوشیت رو بده
مامان ات : واسه چی؟ نمی دم
ات : مامان قشنگم گوشی بده به من گوشی از دست مامانش قاپید اخرین تماست با داماد گلم بوده مگه به غیر از من دختر دیگه ای هم داری ؟(با تعجب)
مامان ات : نه فقط تویی خندید
ات : پس این کیه ؟نگو که کوک رو داماد گلم سیو کردی که خودم رو اتیش می زنم
مامان ات : خب خودت رو اتیش بزن
ات : مامان بنزنین کجاست جلو چشمت انجام بدم
کوک : کمک می خوای مامان بنزین کجاست اگه نیست داخل ماشین هست بیارم فندکم دارم بیا فندک رو بگیر
ات :کوک تو اینجا چی کار می کنی
کوک: فندکم برای تو
ات: باز سی....که کوک جلو دهن ات رو گرفت
کوک : مادر جان می شه با ات حرف بزنم
مامان ات : اره راحت باش بعد اینکه حرف زدید ات وسایلت رو جمع کن دو روز برو پیش کوک
کوک : مشکی نیست یه هفته پیشم بمونه هنوز دستش روی دهن ات
مامان ات : نه راحت باش اصلا یه ماه ببرش دیگه نیارش
کوک: ازتون ممنونم و ات رو کشید داخل اتاق
ات : خیلی خری نفسم بند اومد ایش دستت و بده ببینم این همه گاز گرفتم یه اخم نگفتی
کوک : بترش رو کشیدم بهش عادت دارم
ات: می خوام نداشته باشی ببینم بوس کرد دست کوک و
کوک : مگه نگفتم به پدر مادرت نباید بفهمن من سیگار می کشم
ات : منم گفتم دیگه سیگار نکش
کوک : نمی شه قشنگم
ات : تو چی کار می تونی بکنی می گم مافیا بودن رو ول کن می گی نه می گم سیگار نکش می گی نه یکی رو دیگه نباید انجام بدی خودت انتخاب کن
کوک : انتخابم اینه ات رو بوسید که ات ازش جدا شد
ات : نکن خر نمی شم انتخاب کن
کوک : نمی شه اگه می شد می زاشتم کنار بهت قول دادم هیچ اسیبی بهت نمی زنم
ات : نه ترو خدا بیا بزن
کوک : خندید من می رم پایین وسایلت رو جمع کن بریم
ات: نمی یام خودت برو
کوک : چرا مگه منو دوست نداری
ات : دوست دارم ولی باید یکی رو بزاری کنار
کوک : نمی شه
ات: پس منو فراموش کن
- ۱۸.۹k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط