{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


صبح‌‌هـا‌ باید ‌بلند‌ شد
در امتداد وقـت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنیـد
و دویـد تا تـه ِ بـودن
باید از نـور تا خدا رسیـد

#سهراب_سپهری

‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

‌بی شک بخیر میشود این صبح، اگر مرابا یک پیام ساده به "یاد "...

‌ساعتها خیره ام به صدای پرنده هاساعتها گوش میدهم به تصویرِ ر...

پارت بیست و نهمدر آغوش زندان نور ماه از پنجره‌ی راهرو، روی ص...

# سایه محافظ## پارت اول ### دختر کوچولوی جنگل توی دلِ یک جن...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط