ما شاگردان خوبی نیستیم. اصلاً اهالی زمین همه کار هایشان ر
ما شاگردان خوبی نیستیم. اصلاً اهالی زمین همه کار هایشان روی حساب و کتاب است. یک لبخند می بخشند که دو تا پس بگیرند. یک سلام می دهند که دوچندان به آنها بازگردانی. فرقی ندارد روبرویمان برادرمان باشد یا غریبه ای که گذارش به کوچه مان افتاده است. اصلاً زمینیان می بخشند که باز پس بگیرند. کم می دهند که زیاد بستانند و هر شبانه روز در حال تجارت اند میان دادن ها و گرفتن ها. برای همین است که ما همیشه سرمان به حساب است و چرتکه می اندازیم که دودو تای دلمان چهار تایش درست از آب در بیاید.
ما شاگردان بدی هستیم که از تو از معلممان هیچ چیز نیاموخته ایم. اما تو آن بخشنده ای هستی که شمار بخششت از دست گیرندگان خارج است و هر گیرنده ای از شکر بخششت عاجز. تو آن یاری دهنده ای که یارانت غمی ندارند و با حضور تو هیچ کس یارای ایستادن در مقابلشان را نخواهد داشت. تویی که وسعت می دهی بخششت را به هر که بخواهد و بخواهی. اگر امروز سلامتی می دهی، فردا دو برابرش را طلب نمی کنی. اگر امروز می بخشی، به امید فردا و سود در تجارت نیست. چه می شود کرد؟ هر چه باشد تو بی نیاز مطلقی و ما شاگرد تنبل های کلاس، و من فکر می کنم باید به تو آمیخته شوم تا بی انتها بودن را تجربه کنم. تا یاد بگیرم مثل تو بی دلیل و بی دریغ ببخشم و بی چشم داشت به بازنگشتن ها لبخند ها بزنم...
ما شاگردان بدی هستیم که از تو از معلممان هیچ چیز نیاموخته ایم. اما تو آن بخشنده ای هستی که شمار بخششت از دست گیرندگان خارج است و هر گیرنده ای از شکر بخششت عاجز. تو آن یاری دهنده ای که یارانت غمی ندارند و با حضور تو هیچ کس یارای ایستادن در مقابلشان را نخواهد داشت. تویی که وسعت می دهی بخششت را به هر که بخواهد و بخواهی. اگر امروز سلامتی می دهی، فردا دو برابرش را طلب نمی کنی. اگر امروز می بخشی، به امید فردا و سود در تجارت نیست. چه می شود کرد؟ هر چه باشد تو بی نیاز مطلقی و ما شاگرد تنبل های کلاس، و من فکر می کنم باید به تو آمیخته شوم تا بی انتها بودن را تجربه کنم. تا یاد بگیرم مثل تو بی دلیل و بی دریغ ببخشم و بی چشم داشت به بازنگشتن ها لبخند ها بزنم...
- ۳۹۰
- ۲۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط