خـدایا ! مـن دلـم قرصه ! کسـی غیـر از تو با مـن نیـست
خـدایا ! مـن دلـم قرصه ! کسـی غیـر از تو با مـن نیـست
خـیالت از زمیـن راحـت ، که حتـیٰ روز ، روشـن نیـست
کسـی اینـجا نمـی بیـنه ، که دنیـا زیـر چشمـاتـه
یـه عمـره یـادمـون رفتـه ، زمـین دارمـکافـاتـه
فـرامـوشم شـده گـاهـی ، که ایـن پـایین چـه هـا کـردم
که روزی بایـد از ایـنجا ، بازم پیـش تـو بـرگـردم
خـدایا وقـت بـرگـشتـن ، کـمـی با مـن مـدارا کُـن
شنـیـدم گـرمـه آغـوشـت ، اگـه میـشه مـنم جـا کُـن . . .
خـیالت از زمیـن راحـت ، که حتـیٰ روز ، روشـن نیـست
کسـی اینـجا نمـی بیـنه ، که دنیـا زیـر چشمـاتـه
یـه عمـره یـادمـون رفتـه ، زمـین دارمـکافـاتـه
فـرامـوشم شـده گـاهـی ، که ایـن پـایین چـه هـا کـردم
که روزی بایـد از ایـنجا ، بازم پیـش تـو بـرگـردم
خـدایا وقـت بـرگـشتـن ، کـمـی با مـن مـدارا کُـن
شنـیـدم گـرمـه آغـوشـت ، اگـه میـشه مـنم جـا کُـن . . .
- ۳.۰k
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط